خداحافظ

 

مدعی خواست که از بیخ زند ریشه ما

                                                          غافل از آنکه خدا هست در اندیشه ما

خداحافظ همین حالا....

7 تیر

راست قامتان جاودانه تاریخ(فاجعه هفتم تیر)

 

 

حدود ساعت 21 و7 دقیقه هفتم تیرماه 1360، دو بمب بسیار قوی، در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی منفجر شد که بر اثر شدّت انفجار، تمامی سقف ساختمان فروریخت و موجب به شهادت رسیدن شهید مظلوم آیت اللّه دکتر سید محمد حسینی بهشتی و 72 تن از شخصیت های سیاسی ـ مذهبی گردید.

در آن شب، یک بار دیگر دَدمنشان جهان خوار، از پشت بر قامت استوار مردان خدا خنجر کوفتند و به گمان خود کوشیدند که میدان را تهی کنند و قامت استوار ملّتی را که چنین به پاخاسته بود، درهم شکنند، اما هر قطره خونی که چکید، گواه پایدار جنایت جهان خواران شد و هر مردی که در خون غلطید، هزار مرد را، استوارتر و مصمم تر راهی میدان کرد؛ میدانی که نیروی اهریمنی باطل در برابر حق جز شکست ره به جایی نخواهد جست.

هفتاد و دو مهاجر عاشق

یاد شهیدان هفتم تیر، بس معطّر و روح بخش است. هفتاد و دو شهید خونین، هفتاد و دو ستاره خونین، هفتاد و دو نمونه «بودن»، هفتاد و دو مهاجر عاشق، جمعی بودند و شمعی داشتند. شمع این جمع، «بهشتی» مظلوم بود. کاروانی بودند و مقصدی داشتند و آن، «لقاءاللّه » بود. اگرچه قامت هایشان در زیر آوار انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی درهم شکست، این قامت های فرو شکسته، قیامتی ازقامت های یک امّتِ قائم پدید آورد.

آن پیکرهای پاک قطعه قطعه شده، سفره سبز طراوت این نهضت را درتمام خانه ها و کوچه ها و گذرها گسترد.

ثانیه های پرشتاب

هفتم تیرماه 1360 بود. در مرکز شهر و در محل ساختمان حزب جمهوری اسلامی، ثانیه ها باشتاب سپری می شد. چهره های آرام دولت مردان و رهبران حزب، درفضای نیمه روشن ساختمان، بیانگر ایمانی شگرف بود. بانگ رسای شهید بهشتی در فضای تالار می پیچید و چشم ها و نگاه ها را درجذبه ای جادویی فرو می برد.

و ناگهان،... دقیقه ای بعد، صدای سهمگین انفجار بمب در مرکز شهر قلب ها را لرزاند. سقف سالن با تکه تکه شدن قطعات بمب بر سر دولت مردان آوار شد و تلّ بلند خاک، پیکرهای زخمی و اجساد تکه تکه شده دولت مردان را پوشاند. ناگاه شهر در ماتم و بهتی عظیم فرو رفت و چهره های مصمّم و خشمگینِ مردم، با گام های شتاب آلود و مشت های گره کرده، به مقرّ حزب هجوم آوردند و با شعارهای کوبنده، فریاد زدند: «آمریکا، آمریکا ننگ به نیرنگ تو، خون شهیدان ما می چکد از چنگ تو».

فاجعه بزرگ

در هفتم تیرماه سال 1360، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، در حالی که جمعی از بلندپایه ترین و دل سوزترین مسؤولان نظام، هم چون آیت اللّه بهشتی رئیس دیوان عالی کشور، چهار وزیر، دوازده معاون وزیر و حدود سی نماینده مجلس در آن جلسه حضور داشتند، با بغض منافقان منفجر شد و 72 یار وفادار انقلاب و امام، با ذکر خدا بر لب و بدن های پاره پاره، به دیدار حق شتافتند. در پی این حادثه، مردم انقلابی ایران، در سراسر کشور مجالس عزاداری باشکوهی برگزار کردند و با این کار، نفرت عمیق خود را از دشمنان انقلاب و به ویژه منافقان نشان دادند. حضرت امام خمینی رحمه الله درباره این حادثه جان سوز فرمودند: «ملت ایران در این فاجعه بزرگ، 72 تن بی گناه، به عدد شهدای کربلا از دست داد».

27 صندلی؛ 27 دسته گل

پس از حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه سال 1360 و شهادت جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نخستین جلسه علنی مجلس، سه روز بعد، یعنی چهارشنبه دهم تیرماه برگزار شد. درآن روز، به یادبود آن شهیدان، 27 دسته گل، بر روی 27 صندلی مجلس قرار داده بودند.

یکی از مسئولان نظام درباره آن روز می نویسد: «نگران عدم تشکیل مجلس، به خاطر کمبود از حدنصاب لازم بودم خوش بختانه با یک ساعت تأخیر، نصاب حاصل شد و جلسه علنی رسمیت یافت. موفقیتی بزرگ حاصل آمد؛ چون 27 نفر نماینده شهید داشتیم و نُه نفر مجروح؛ گرچه جمعی از مجروحان، از بیمارستان به مجلس آمدند.

تشییع شهیدان خونین بال

دو روز بعد از فاجعه هفت تیر، مردم برای تشییع شهدا، در میدان حسن آباد جمع شدند و به سوی بهشت زهرا به حرکت درآمدند. شهدای پاک باخته در راه حق، یکی پس از دیگری بر روی دست های گرم و توان مند مردم به خاک سپرده می شدند و تا عصر آن روزفراموش نشدنی، 28 تن از شهیدان دفن شدند و تشییع بقیه، از جمله شهید مظلوم دکتر بهشتی، به وقت دیگری موکول شد. بامداد روز بعد با این که دفن شهدا اعلام نشده بود، اما سیل مردم به سوی بهشت زهرا سرازیر شد و سرانجام در آن موقع، پیکر پاک آن شهید مظلوم و تنی چند از هم سنگرانش، روی دست های پاک مردم به محل دفنشان انتقال یافت و پیکرآنان ـ که پاک تر از گُل بود ـ به خاک سپرده شد.

پیام امام خمینی در مورد هفت تیر

امام خمینی رحمه الله در بخشی از پیام خود درباره هفت تیر، درمورد خیانت های منافقین می فرماید: «می خواهید با شهادت رساندن عزیزان ما، این ملت فداکار را از صحنه بیرون کنید. شما تا توانستید به فرزندان اسلام، چون شهید بهشتی و شهدای عزیز مجلس و کابینه با حربه ناسزا و تهمت های ناجوان مردانه حمله کردید که آن ها را از ملت جدا کنید و اکنون که آن حربه از کار افتاده و کوس رسوایی همه تان بر سرِ بازارها زده شد، در سوراخ ها خزیده و دست به جنایاتی ابلهانه زده اید که به خیال خام خود، ملت شهید پرور و فداکار را با این اعمال وحشیانه بترسانید و نمی دانید که در واژه شهادت، واژه وحشت نیست».

سخنان مقام معظم رهبری در مورد هفت تیر

مقام معظم رهبری در مورد حادثه هفتم تیر سال 1360 می فرماید: «یک جمله درباره حادثه هفتم تیر عرض کنیم و آن این است که شاید از همه ابعاد متعددی که این حادثه داشت، این بُعد جالب تر باشد که این حادثه، نشان داد که ضربه های سهمگینی از این قبیل هم حتّی نمی تواند به استحکام بنای جمهوری اسلامی که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللی وارد کند. این حادثه، حادثه کوچکی نبود. چنین حادثه ای در هر نقطه دنیا کافی است برای فرو ریختن یک نظام. این همه اشخاص مؤثر، مهم، خوش فکرو مبارز به دست جنایت کار تروریست ها در یک لحظه از بین بروند ونظام آن را تحمل کند و از آن، وسیله ای برای استحکام هر چه بیش تر خود به وجود بیاورد. این چیز شگفت آوری بود. این برکت حضور و ایمان مردم، به برکت استحکام ساخت درونی نظام اسلامی بود و به فضل پروردگار، همیشه همین طور خواهد بود».

به یاد شهیدان هفت تیر

بهشتی از دید دشمن

رادیو بی بی سی انگلیس، با همه دشمنی هایی که با شهید مظلوم دکتر بهشتی داشت، در برنامه شبانگاهی هشتم تیرماه 1360 گفت: «آیت اللّه دکتر سید محمد حسینی بهشتی، رهبر حزب جمهوری اسلامی، رئیس دیوان عالی کشور و عضو شورای ریاست جمهوری، مردی خوش لباس، با چهره ای گیرا و پُر ابهت بود. بهشتی به عنوان یک نویسنده اسلامی درمسایلی، از قبیل مفهوم دولت در اسلام و نیز نقش روحانیت در رابطه اسلام با مکتب های فکری جدید، مطالب فراوانی نوشته است. سال های اقامت او درآلمان غربی، به عنوان رهبر جامعه مسلمانانِ هامبورگ، به علت علم، لیاقت و نظم فکری اش به عنوان یک روحانی بود».

آثار بهشتی

با این که دکتر شهیدبهشتی در کنار تدریس و سخنرانی، به تحقیق نیز می پرداخت، اما تألیفات زیادی از او چاپ نشده است. آثارآن شهید بزرگوار عبارت اند از: 1. خدا از دیدگاه قرآن؛ 2. نماز چیست؛ 3. بانک داری در قوانین مالی اسلام؛ 4. روحانیت اسلام در میان مسلمین؛ 5. مبارز پیروز؛ 6. شناخت دین؛ 7. نقش ایمان در زندگی انسان؛ 8. کدام مسلک؛ 9. شناخت؛ و 10. مالکیت. البته افزون براین آثار، مجموعه ای از سخنرانی ها و مصاحبه های او، که جملگی مربوط به دوران انقلاب و پس از انقلاب است، در سه جلد با عناوین: او به تنهایی یک امت بود، بهشتی سیدمظلوم امت، و بهشتی اسطوره ای بر جاودانه تاریخ در تابستان سال 1361، به وسیله واحد فرهنگی بنیاد شهید تهران چاپ شده است.

بهشتی از دید امام

بهشتی، مظلوم زیست و مظلوم مُرد و خار در چشم دشمنان اسلام بود.

مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان برمن معلوم بود.

بهشتی، یک ملت بود.

من بیش تر از بیست سال ایشان را می شناختم و برخلاف آن چه این بی انصاف ها در سراسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، مدیر، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم.

من بیش تر از بیست سال است که آقای بهشتی را می شناسم و در این مدت، حتی ندیدم یک کلمه ازکسی غیبت کند.

شهید محمد منتظری

شهید محمد منتظری، درسال 1323 در نجف آباد متولد شد. او تحصیلات جدید را در حدّ متوسطه وتحصیلات حوزه را در فقه و اصول گذراند. شهید منتظری، قبل از انقلاب، در لبنان و لیبی بر ضد رژیم صهیونیستی می جنگید. پس از پیروزی انقلاب، در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، به عنوان نماینده مردم نجف آباد انتخاب شد و سپس درفاجعه هفت تیر، بر اثر انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، به شهادت رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

شهید قندی؛ وزیر پست و تلگراف و تلفن

شهید دکتر محمود قندی، در سال 1323 در خانواده ای مذهبی درتهران متولد شد. او تمام سال های تحصیل را با رتبه اول به پایان رساند و دیپلم خود را با معدل 85/19 گرفت. آن شهید در کلاس های درسی مرحوم علامه طباطبایی، شهید بهشتی و شهید مطهری فعّالانه شرکت می کرد و از پر استعدادترین شاگردان ایشان به شمار می آمد. شهید قندی، پیش از پیروزی انقلاب، در امر تکثیر، پخش و توزیع اعلامیه های حضرت امام رحمه الله فعالیت های زیادی داشت. او پس از پیروزی انقلاب، به سمت ریاست دانشکده مخابرات و سپس از طرف شورای انقلاب، به عنوان وزیر پست، تلگراف و تلفن منصوب شد. شهید دکترقندی در مورد شهادت می فرمود: «شهادت، فیض عظیمی است که نصیب هر کسی نمی شود».

شهید فیاض بخش؛ وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی

شهید دکتر محمدعلی فیاض بخش، در سال 1316، در محله بازار آهنگرهای تهران، در خانواده ای مذهبی و خَیرّ به دنیا آمد. او تمام عمر خود را به خدمت محرومان پرداخت و خود را به مفهوم واقعی، وقف مستضعفان جامعه نمود. آن شهید، اعتقاد کاملی به ولایت فقیه داشت و دیگران را در این مورد آموزش می داد و پیوسته آرزو می کرد که جزء خدمتگزاران امام زمان حضرت مهدی(عج) محسوب گردد. هم چنین ایشان یکی از سه نفر معتمدین پزشکی گروه رابط با ستاد هفت نفری منتخب امام در انقلاب فرهنگی بودند و در شاخه پزشکان خوب جمهوری اسلامی ایران فعالیت داشتند. شهید فیاض بخش پس از پیروزی انقلاب، ازسوی شورای انقلاب به عنوان وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی کشور انتخاب گردید و در حادثه هفت تیر، مظلومانه به شهادت رسید.

شهید عباس پور؛ وزیر نیرو

شهید حسن عباس پور، از جمله نیروهای صادق و فداکار انقلاب اسلامی ایران به شمار می آمد. او پس از پیروزی انقلاب، در بازسازی ایران و تثبیت حکومت اسلامی، نهایت تلاش خود را نمود، به طوری که شبانه روز نزدیک به 18 ساعت کار و تلاش می کرد. شهید عباس پور در اول آذر ماه 1358، به وسیله شورای انقلاب به عنوان وزیر نیرو انتخاب شد. مدیریت صحیح آن شهید باعث شد تا در ظرف مدت کوتاهی، فعالیت های چشم گیری از سوی وزارت نیرو در راه خدمت به مستضعفان انجام گیرد. برای مثال، روند برق رسانی به روستاها با حداقل هزینه، دَه برابرِ گذشته شده بود. سرانجام آن شهید والا مقام، در حادثه هفت تیر سرفرازانه شربت شهادت نوشید و به خیل شهیدان خونین کفنِ راه حقیقت پیوست.

شهید کلانتری؛ وزیر راه و ترابری

شهید مهندس موسی کلانتری، وزیر راه و ترابری دولت شهید رجایی بود که در حادثه هفتم تیر 1360 به شهادت رسید. او با گسترش مبارزات مردم در سال 1357، به همراه عده ای از هم رزمان خود، در عملیات مسلحانه بر ضد رژیم شاه شرکت کرد. شهید کلانتری پس از پیروزی انقلاب، از سوی شورای انقلاب به عنوان وزیر راه و ترابری منصوب شد و سپس در دولت شهید رجایی هم همین مسؤولیت را برعهده داشت. در بخشی از وصیت نامه آن شهید می خوانیم: «آرزو می کنم که دربستر نمیرم. ... آن هایی که مرا می شناسند، بدانند این انقلاب مال خداست و خود را فدای آن کنند».

در سوگ آیت اللّه بهشتی

ای خفته به خاک و خون بهشتی

وی خاک تو لاله گون بهشتی

ای آن که در انقلاب خون بار

دشمن ز تو شد نگون بهشتی

برخیزو قیام کن دوباره

کن پرچم کفرْ پاره پاره

برخیز ز جا که انقلاب است

خون بر مژه های آفتاب است

ای الگوی رهبران آزاد

امروز دگر نه وقت خواب است

برخیز که موقع قیام است

دلْ خسته ز سوگ تو امام است

دور اندیشی رهبر انقلاب

دورانديشي حكيمانه رهبر انقلاب در پيام 22 خرداد

 


«مشاركت بيش از هشتاد درصدي مردم و رأي 24 ميليوني به رئيس جمهور منتخب يك جشن واقعي است كه دشمنان در تلاش‌اند با تحريكات بدخواهانه شيريني آن را از كام ملت ايران بزدايند. آحاد مردم به ويژه جوانان عزيز بايد كاملاً هوشيار باشند و هواداران نامزد منتخب و ديگر نامزد‌هاي محترم از هرگونه رفتار و گفتار تحريك آميز و بدگمانانه پرهيز كنند.»

اين جملات را مي‌توان به عنوان نخستين بازتاب اعلام نتايج اوليه انتخابات دهم رياست جمهوري ايران در سطح رسانه‌هاي بين‌المللي دانست تا نمودي از ارزش‌هاي ملي و اسلامي انتخابات در ايران باشد.

پيام رهبر معظم انقلاب كه به دفعات توسط شبكه‌هاي خبري جهان  منطقه‌ مورد بازخواني قرار گرفت، از سوي صاحب نظران داخلي و خارجي با تعابير مختلفي تحليل شد. خبرگزاري شينهواي چين با انتشار خبر پيام رهبر معظم انقلاب آن را هشداري براي مخالفان توصيف كرد.

پايگاه خبري مصري البشارير محتواي پيام رهبري انقلاب را افزايش اقتدار و ثبات در پايه‌هاي امنيت ملي ايران ارزيابي كرد و خبرگزاري كويت در خبري اذعان كرد: رهبر جمهوري اسلامي ايران با تبريك روز انتخابات به ملت ايران، آن را پيروزي كشورش خواند و از سه كانديداي رقيب احمدي نژاد خواست تا در كنار وي بايستند و به او كمك كنند.

روزنامه لبناني المستقبل در تحليل خود از پيام خود از پيام رهبر معظم انقلاب آن را مهر تاييدي بر سلامت انتخابات ارزيابي كرد و افزود كه رهبر انقلاب اسلامي هرگونه ابهام افكني در سلامت انتخابات را رد مي‌كند.

آن چه كه از ماحصل مواضع رسانه‌هاي بيگانه به ذهن خطور مي‌كند، دركي روشن از روند برگزاري انخابات مشاركت گسترده مردمي و نهايتا تحقق اهداف نظام در تحكيم پايه‌هاي مردمسلاري ديني و ارتقا امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران در پرتو مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات است.

همانگونه كه در بخشي از پيام رهبر انقلاب اشاره شد، حماسه حضور و مشاركت گسترده و آگاهانه مردم در انتخابات دهم رياست جمهوري مولفه‌هاي اجتماعي، سياسي و امنيتي كشور را متاثر ساخت و موجب يأس و نااميدي بيگانگان و طمع ورزان از هر گونه تجاوز شد «ايران پس از 30 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ثابت كرد كه در مقابل حملات سياسي و جنگ رواني كاملا مقاوم است».

آنچه كه از مجموع مواضع رسانه‌هاي بيگانه نسبت به مشاركت 85 درصدي واجدين شرايط حضور در انتخابات دهم و پيام تقدير رهبر معظم انقلاب به مناسبت خلق چنين حماسه‌ي ماندگار مشاهده مي‌شود، اذعان به ثمرات مشاركت گسترده مردمي در انتخابات دهم و مباني تحكيم قدرت منطقه‌اي ايران پس از برگزاري اين انتخابات است.

دستاوردهايي كه در يك نگاه مهمترين محور‌هاي آن عبارتند از:

تقويت نقش جمهوري اسلامي ايران در تحقق شعار مردم سالاري ديني و الگو قرار گيري براي ساير كشورهاي اسلامي 
 

نمايش پشتوانه‌ي مردمي نظام به عنوان عامل اساسي قدرت داخلي در برابر تهديدات خارجي بر مبناي دكترين دفاعي كشور
 

تقويت همبستگي اجتماعي حول محور درك ضرورت مشاركت سياسي
 

تقويت مؤلفه‌هاي هبستگي رابطه‌ي معنوي دولت- مردم
 

توسعه سياسي كشور و گسترش فرهنگ نقدپذيري در ميان مسئولان
 

اين در حالي است كه پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت حماسه‌ي حضور هوشمندانه مردم در انتخابات 22 خرداد را بايد در راستاي دستاوردهاي اين مشاركت آگاهانه براي كشور ارزيابي كرد كه علاوه بر تأييد محورهاي فوق، بيان كننده عمق رابطه عاطفي ميان رهبري و مردم در نظام اسلامي است.

وسعت ديد و آسيب شناسي نهفته در پيام رهبري انقلاب نشان از بصيرتي وسيع نسبت به تحولات اجتماعي و شرارت‌هاي بدخواهان و بيگانگان نظام دارد كه در نوع خود گوياي اشراف ايشان بر مناسبات داخلي و تحركات خارجي است. در بررسي بخشي از پيام ايشان كه در بردارنده بخشي از تاثيرات حماسه مشاركت 85 درصدي مردم در انتخابات دهم است، مي‌توان به موارد ذيل اشاره‌ كرد:

نگاه سياسي: تبريك به كانديداي پيروز انتخابات به جهت كسب اعتماد 24 ميليون نفر از شركت كنندگان در انتخابات و كسب اكثريت آرا.
 عمق بصيرت سياسي در خصوص ثمرات انتخابات دهم براي كشور: اعلام جشن واقعي براي عمومي ملت ايران بدليل دستاوردهاي شيرين داخلي و بين المللي مشاركت 85 درصدي در انتخابات 

آسيب شناسي مشاركت 85 درصدي: هشدار نسبت به هواداران نامزد منتخب و ساير نامزدهاي محترم از بيان هر گونه سخن تحريك آميز و يا بدگمانانه
 

تأكيد بر ضرروت وحدت ملي: هشدار نسبت به هواداران نامزدها از بيان هرگونه سخن تبريك آميز و يا بدگمانانه
 

تاكيد بر تداوم روند رو به رشد انقلاب: تقدير از حفظ و گسترش روحيه انقلابي در ميان مردم علي‌رغم گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي
 

تاكيد بر مردم‌سالاري ديني: تجليل از نقش فعال مردم در ظهور مردم سالاري ديني همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي و حفظ و سرزنده نگاه داشتن آن در طول 3 دهه از حيات طبيه انقلاب اسلامي
 

نگاه بين‌المللي: حضور گسترده مردم در عرصه انتخابات و ساير صحنه‌ها در طول 30 سال گذشته موجبات اطمينان خاطر دوستان و دشمنان انقلاب اسلامي ايران را نسبت به تداوم راه روشن خود فراهم ساخته است.
 

دستاوردهاي مبارك و محترم پديده‌ حماسي و غرورآفرين مشاركت 85 در صدي مردمي در انتخابات دهم رياست جمهوري را چنانچه در سطح رسانه‌هاي بيگانه و نيز پيام رهبر معظم انقلاب مورد كنكاش قرار گرفت، نسبت به ثمرات آن بيش از پيش واقف رشده و ضرورت حفظ و حراست از اين موهبت الهي را كه ماحصل خود بهاي هزاران كشته‌ي راه استقلال و آزادي اين مرز و بوم مي‌باشد بيشتر از گذشته احساس مي‌شود.


شايسته است تا در مقام احترام به اراده ميليوني مردم مسلمان ايران در خلق حماسه‌اي ماندگار و پاس داشت خون شهداي راه استقلال آزادي و تحقق جمهوري اسلامي كه امنيت امروز مرهون مجاهدات‌هاي بيشمار آن‌هاست،  سر تسليم در مقابل قانون فرود آورده و جبه‌ي بندگي بر سجده‌ي شكر الهي فرود آورديم.

گفتگو با سید احمد خمینی

نه اهل نظریم، نه مجتهد، فقط و فقط منسوب امامیم

ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم كه فقط به علت نزدیكی با ایشان است كه با ما مصاحبه می‌شود و یا به ما احترام می‌شود. و الا خود ما كه چیزی نیستیم و ویژگی‌هایی نداریم. نه زندان رفته‌ایم و نه شكنجه شده‌ایم. و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول، مجتهد. نه ادیب ایم و نه منطقی. فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقاً توجه كنیم كه اگر امام نبودند هرگز كسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه كند پس من من نكنیم كه هیچیم...


اشاره: در تاریخ 24 فروردین 1360 حجت الاسلام سید احمد خمینی مصاحبه مطبوعاتی مهمی ایراد داشتند. نظر به اهمیت این مصاحبه و با توجه به اتفاقات اخیری كه در حال حاضر در كشور در جریان است مركز اسناد انقلاب اسلامی متن كامل این مصاحبه را منتشر می كند:

حجت‌الاسلام حاج سیداحمد خمینی امروز در یك مصاحبة مطبوعاتی شركت كرد و نقطه نظرهای خود را پیرامون مسائل مختلف روز بیان كرد:

حجت‌الاسلام حاج سیداحمد خمینی قبل از طرح سؤال خبرنگاران اظهار داشت:

ابتدا لازم می‌دانم یكی دو مسئله را تذكر دهم اول این كه ما منسوبین حضرت امام باید توجه داشته باشیم كه فقط به علت نزدیكی با ایشان است كه با ما مصاحبه می‌شود و یا به ما احترام می‌شود .و الا خود ما كه چیزی نیستیم و ویژگی‌هایی نداریم. نه زندان رفته‌ایم و نه شكنجه شده‌ایم. و نه در فلسفة غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول، مجتهد. نه ادیب ایم و نه منطقی. فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقاً توجه كنیم كه اگر امام نبودند هرگز كسی ما را بدان صورت نمی‌شناخت تا با ما مصاحبه كند. پس من من نكنیم كه هیچیم. من چون فرزند امام هستم می‌آیند و با من مصاحبه‌ای می‌كنند چاپ می‌كنند و آن را تیتر می‌كنند. و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیار بیشتر. در حوزه‌های علمیه سراسر ایران از قبیل ما فراوان، كه كسی با آنان مصاحبه‌ای نمی‌كند لذا باید توجه كنیم كه از انتساب سوءاستفاده نكنیم كه خلاف شرع مبین است.

مسئله دیگر اینكه اگر هم بگوئیم كه من كاری با امام ندارم و من خودم هستم و حرفهای من حرفهای من است و به امام مربوط نمی‌شود كما این كه از روی عدم آگاهی قبلاً گفته شده بود، این خدعه و فریب است. زیرا تنها با عنوان فرزند امام و غیره است كه می‌توانید لی‌لی به لالامون گذارند و الا كی هستید تا كسی تو را بشناسد، چه رسد به این كه با تو صحبت كند و تیتر كند و هر كس استفاده خودش را بكند. خودت را بكشی فرزند امامی و با این ژست كه نخیر با امام كاری ندارم و فقط حرفهای خود را می‌زنم كار تمام نمی‌شود. پس باید مصاحبه نكنی و یا اگر مصاحبه می‌كنی صددرصد باید امام راضی باشد. و الا سوءاستفاده‌چی هستی چون چیزی نیستی. تو را به خدا به خودمان رجوع كنیم آیا غیر از این است پس سعی كنیم خلاف نكنیم چون می‌دانیم از قبیل ما هزاران هزار هستند پس چرا نمی‌روند و با آنان مصاحبه نمی‌كنند اگر فضل و علم و دید سیاسی بود كه از ما بهتر زیادند پس چرا سراغ آنان نمی‌روند؟

مسئله دیگری كه باید به خواهران و برادران خبرنگارم بگویم این است كه شما ملاك در مصاحبه را چه می دانید؟ آیا صلاح است معیارهای غیراسلامی را ملاك قرار دهید و تنها و تنها نسبت به امام را معیار مصاحبه قرار دهید؟ اگر چنین است نكنید كه هم ما از این كار گمراه می‌شویم و هم تاریخ دربارة شما خوب قضاوت نمی‌كند.

سؤال شد، نظرتان درباره خط سوم چیست؟


وی گفت بگذارید كمی به عقب برگردیم شبی گفتند آقای علی تهرانی در جایی بود، رفتم تا به ایشان بگویم این گونه موضع‌گیریها را چگونه توجیه می‌كنید، آنجا كه رفتم جمعیتی را دیدم به محض این كه نشستم یك سری سؤال مطرح شد. من از اول عقیده‌ام این بوده است كه عده‌ای هستند مكتبی و معتقد، كه روی چشم مان. عده‌ای هم هستند كه مكتب را عنوان كرده‌اند و از آن نان می‌خورند. عده‌ای هم هستند اهل قلم و بیان و به اصطلاح روشنفكر، كه هیچ گونه شناختی از جامعه ندارند و فقط مواظب اند عقب نیفتند كه خطرشان كمتر از دستة دوم نیست. من گفتم و می‌گویم باید به اسلام راستین توجه كرد و این دو خط كه باطل است را كنار گذاشت و خط سوم راستین است و تنها راه نجات است را دنبال كنیم. من بیش از این هیچ نگفتم خط سومی كه امام راهبر آن است. بعد شنیدم این نوار را پخش كرده‌اند و گفته شده كه من جلساتی چه قبل از زمان صحبتم و چه بعد با اشخاصی داشته‌ام، این را تكذیب می‌كنم. من با هیچ كس جلسه‌ای نداشته و ندارم. البته در آن جلسه صحبت هایی شد كه اگر فرزند امام نبودم جواب می‌دادم، ولی سكوت را نافع دانستم.

سپس سؤال شد راجع به چماقداری نامه‌ای به مجلس شورای اسلامی نوشتید و چرا وقتی شبیه این مسئله برای دیگران اتفاق افتاد مطلبی ننوشتید؟


وی در جواب گفت: برای هر كس نامه را می‌نوشتم این سؤال برای عده‌ای مطرح می‌شد و من در همان نامه هم نوشتم كه موضوع شخص برادرم حضرت آقای لاهوتی نیست بلكه موضوع زیر پا گذاشتن ارزش است. به همین جهت بود كه با این كه با موضع‌گیری های آقای لاهوتی موافق نبودم چماقداری را شدیداً محكوم نموده و می‌نمایم، اینها موضوعاتی است كاملاً از هم جدا، اینكه ایشان شكنجه شده‌اند و به این انقلاب خدمت كرده‌اند و معلول انقلاب ند یك مسئله‌ای است. و این كه موضع‌گیری‌های ایشان صحیح نیست مسئله دیگری است. و این كه پاره‌ای به خاطر این كه از شخصی خوششان نمی‌آید یا از مطالب سخنرانی شخص با فكر و عقیده‌شان نمی‌خواند و می‌خواهند با چماق روی آن را بگیرند مسئله دیگری است كه همه افراد مسئول و غیرمسئول مملكت آن را محكوم كرده و می‌كنند. علی‌الفرض كه مطالب شخصی با اساس جمهوری اسلامی هم مخالف باشد مقامات مسئول باید جلوی آن را بگیرند.

خلاصه با چماق هیچ كاری حل نمی‌شود جز این كه آبروی جمهوری اسلامی ریخته می‌شود و مردم ما شدیداً با آن مخالفند و باید شدیداً با آن مبارزه كرد.

حجت‌الاسلام حاج سیداحمد خمینی در پاسخ این سؤال كه شما در ابتدا راجع به منسوبین امام مسائلی را مطرح نمودید آیا منسوبین امام تا چه اندازه در كارهایشان با یكدیگر مشورت می‌كنند؟ اظهار داشت:

اصولاً كاری نمی‌كنند تا با یكدیگر مشورت كنند. گاهی مصاحبه‌ای است همین و بس، و من صریحاً می‌گویم كه موضع‌گیری اخیر برادرزاده‌ام حسین آقا را قبول ندارم و با حرفهای ایشان مخالفم. صحبتهای ایشان به خود ایشان مربوط می‌شود و نه تنها به امام مربوط نیست كه به من هم مربوط نمی‌شود. ولی این نباید موجب شود تا ما بدون هیچ دلیلی بگوئیم ایشان به فلان گروه و دسته وابسته است نه ایشان به هیچ گروهی وابسته نیست. ایشان یا عصبانی شده است و این مسائل تند را بیان داشته است، و یا فكر كرده و به این نتیجه رسیده است.

خلاصه باید مواظب بود تا كسی مطلبی گفت كه مطابق میل ما نبود او را منحرف و یا وابسته قلمداد نكنیم كه این خطرناك است. مثلاً من با موضع‌گیری‌های عموی عزیزم حضرت آیت‌الله پسندیده مخالفم. در عین حالی كه شدیداً به ایشان احترام می‌گذارم ما نباید زحمات بسیار ایشان را فراموش كنیم. من با این كه به ایشان شدیداً علاقمندم با موضع‌گیری‌های ایشان مخالفم. این دو مسئله است كاملاً قابل تفكیك. نباید با هم مخلوط گردد.

ایشان واقعاً مقاوم هستند و مورد احترام حضرت امام و نباید خدای ناكرده به ایشان توهین شود.

حجت‌الاسلام حاج سیداحمد خمینی در پاسخ آخرین سؤال كه پرسیده شد نظر خودتان را درباره جنگ بگوئید و معتقدید چگونه جنگ باید خاتمه بیابد؟ گفت:


همان طور كه بارها شورای عالی دفاع اعلام كرده است باید شرایط ایران موبه‌مو اجرا گردد من هم با آنچه شورای دفاع عنوان كرده است موافقم. امیدوارم پیروز شویم كه البته اگر عراق شرایط ایران را نبپذیرد پیروزی از آن ماست. در زمینه جنگ آنچه مهم است هماهنگی تمام نیروهای مسلح است. همان طور كه امام فرمودند نیروهای مسلح ما از طبقة محروم می‌باشند. آنان كه وضع شان خوب بوده است كه نمی‌گذاشتند فرزندشان نظامی شود. ارتش نجیب و شجاع ما با سپاه غیور، دلاورانه در مقابل دشمن ایستادند تمام نیروها از بسیج و ژاندارمری نیروهای عشایری و مردم همه در این جنگ ثابت كردند كه به میهن اسلامی خود شدیداً علاقمند می‌باشند. آقای خامنه‌ای كه از جبهه می‌آیند داستان هایی از تقوا و بردباری ارتشیان دارند. و همچنین سپاهیان انقلاب كه نهادی است انقلابی با چهره‌های پرفروغ از ایمان و عشق به شهادت. من دست یكایك آنان را می بوسم. اینان از پاك‌ترین چهره‌های این مرز و بوم هستند كه تمام مشقات را از جان و دل پذیرا هستند. پیروزی از آن دلاوران ماست كه حق همیشه پیروز است.

باید سعی كرد تا ارتش و سپاه هر چه بیشتر با هم متحد شوند و گزارشاتی كه به عرض حضرت امام می‌رسد دال بر اتحاد این دو نیرو است.