دهه ی فجر عیدی است که

          یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد

                                            مقام معظم رهبری

جامعه پذیری ورزش و رابطه آن با امور بین الملل

               جامعه پذیری ورزش و رابطه آن با امور بین الملل

                                              رضا سیف

      

مقدمه:

انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده ، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به    شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند.

غالبا تعاریفی که جامعه شناسان از جامعه به دست داده اند با یکدیگر شباهت دارد و نکات مشترکی در آنها دیده می شود . بسیاری از متفکرین جامعه انسانی را با بدن انسان مقایسه کرده اند ، ريشه این شیوه تفکر را بایستی در یونان قدیم جستجو کرد.آگوست کنت بانی جامعه شناسی معتقد است که جامعه از تمام افراد زنده و همچنین از تمام کسانی که از این جهان رفته اند ولی با تاثیر خود در ذهن اخلاف خویش به حیات خود ادامه میدهند تشکیل می یابد . به نظر کنت هیچ موجودی به اندازه جامعه مستعد پیشرفت سریع و بویژه ترقی مداوم نیست زیرا در نتیجه توالی نسل ها اجتماع مسلط بر زمان گردیده است و بنابراین از نظر وی جامعه همانند کاروانی از نسل های گذشته و معاصر است که در راه ترقی و تعالی سیر می کند.جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال 1838 اگوست  کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی  می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد. دولت ها معمولا از ورزش به عنوان یک نهاد اجتماعی به عنوان ابزاری در جهت تحکیم وحدت ملی ، حفظ میهن پرستی ، حفظ ارزشها و هنجارهایی که جامعه بدان پایبند است ، استفاده می کنند. آن دسته از رشته های ورزشی که محبوبیت اجتماعی بیشتری دارد نمود بیشتری پیدا می کنند. دولت مردان  و سیاستمداران رشته های مختلف ورزشی را در سطوح مختلف منطقه ای ، ملی و بین المللی به عنوان نمادی جهت ارتقائ جایگاه ملت و دولت و شناساندن هویت ملی و فرهنگ جامعه معرفی می کنند دست یابی به صلح و دوستی میان ملتها مدت های طولانی است که در ورزش جهانی بر آن تاکید می شود. جای امیدواری است که ورزش بین الملل بتواند بر اساس نظرات و آرمانهای کوبرتن بنیانگذار المپیک نوین پایگاهی مستحکم برای ترویج صلح و دوستی و برابری میان ملتها باشد .

بحث و بررسی :

در عين‌ حال‌ كه‌ ورزش، محصول‌ واقعيت‌ اجتماعي‌ است، منحصر به‌ فرد نيز هست. هيچ‌ يك‌ از ديگر نهادها، البته‌ شايد به‌ استثناي‌ دين، داراي‌ آن‌ رمز، احساس‌ غم‌ توأم‌ با شادي، فكر كردن‌ به‌ حادثه‌اي، تثبيت‌ فرهنگي‌ انگاره‌ رمانتيك‌ كه‌ ورزش‌ آنها را داراست، نمي‌باشند. هيچ‌ فعاليت‌ ديگري‌ اين‌ چنين‌ تناقض‌آميز، امر جدي‌ را با امر غیرجدي، تفريح‌ و نشاط‌ را با شدت‌ و قوت، و امر ايديولوژيكي‌ را با امر ساختاري، تركيب‌ نمي‌كند.

مشاركت‌ جوانان، بخصوص‌ پسران‌ در ورزش‌ اغلب‌ توسط‌ والدين، مسؤ‌ولين‌ مدارس‌ و رهبران‌ اجتماع‌ تشويق‌ مي‌شود، زيرا به‌ ورزش‌ بعنوان‌ زمينه‌ مؤ‌ثري‌ براي‌ يادگيري‌ ارزشها و باورهاي‌ مورد قبول‌ و براي‌ كسب‌ ويژگي‌هاي‌ منش‌ مطلوب، نگريسته‌ مي‌شود. علي‌رغم‌ وجود انتقادات‌ مداوم، بخاطر وجود اين‌ باور كه‌ ورزش‌ ارزشهاي‌ مناسبي‌ نظير خود انضباطي، رفتار جوانمردانه‌ و قدرداني‌ كار سخت، رقابت‌ و نيل‌ به‌ هدف‌ را آموزش‌ مي‌دهد، حمايت‌ اجتماعي‌ بسيار قوي‌ براي‌ مشاركت‌ ورزشي‌ وجود دارد.

اكثريت‌ ادعاها درباره‌ ارزش‌ مشاركت‌ ورزشي‌ بر نقش‌ ورزش‌ بعنوان‌ يكي‌ از كارگزاران‌ جامعه‌پذيري، تأكيد دارند. اما علي‌رغم‌ وجود باورهاي‌ فرهنگي‌ قوي، شواهد اندكي‌ براي‌ حمايت‌ از ادعاهاي‌ صورت‌ گرفته‌ در مورد نقش‌ ورزش‌ در فرآيند جامعه‌پذيري، وجود دارد. مطالعات‌ مقايسه‌اي‌ بين‌ روان‌ ورزشكاران‌ و روان‌ غير ورزشكار (مطالعات‌ مقايسه‌ كنندة‌ زنان‌ بسيار اندك‌ است(حمايت‌ اندكي‌ از اين‌ ايده‌ مي‌كنند كه‌ ورزش‌ براي‌ جامعه‌پذيري‌ كامل‌ و مناسب، ضروري‌ است، يا اين‌كه‌ مشاركت‌ در ورزش‌ منجر به‌ ساخت‌ منش، توسعه‌ اخلاقي، جهت‌گيري‌ رقابتي‌ يا تيمي، شهروندي‌ خوب‌ با ويژگي‌هاي‌ ارزشمند شخصيتي‌ مي‌شود.

ورزشكاران‌ و غيرورزشكاران‌ از جهت‌ بسياري‌ از ويژگي‌هاي‌ شخصيتي‌ و جهت‌گيري‌هاي‌ ارزشي، قابل‌ مقايسه‌ هستند. مشاركت‌ ورزشي‌ هيچ‌ تأثير عمومي‌ روي‌ خودپنداري ندارد. اين‌ مشاركت‌ سبب‌ كاهش‌ پيشداوري‌ نمي‌شود، وجود آن‌ براي‌ توسعه‌ قدرت‌ رهبري‌ ضروري‌ نيست‌ و سازگاري‌ اجتماعي‌ الزاماً‌ افزايش‌ نمي‌يابد. نتيجه‌ عمومي‌ مورد قبول‌ جامعه‌شناسان‌ ورزش‌ اين‌ است‌ كه‌ زماني‌ كه‌ يك‌ تأثير جامعه‌ پذيري‌ آشكار يافت‌ مي‌شود، اين‌ تأثير نتيجه‌ فرآيند گزينشي‌ است‌ كه‌ كودكان‌ و جوانان‌ را به‌ ورزش‌ جذب‌ كرده‌ و آنها را در ورزش‌ نگه‌ مي‌دارد، كساني‌ كه‌ با ارزشها و ويژگي‌هاي‌ رفتاري‌ مورد تقاضاي‌ مربيان‌ راحت‌ بوده‌ و همين‌ منجر به‌ موفقيت‌ در ورزش‌ مي‌شود. كساني‌ كه‌ فاقد اين‌ ارزشها و خصايص‌ مطلوب‌ هستند يا هيچ‌ علاقه‌اي‌ به‌ ورزش‌ نشان‌ نمي‌دهند، يا داوطلبانه‌ ورزش‌ را كنار مي‌گذارند (يعني‌ ترك‌ ورزش‌ كردن) و يا غيرداوطلبانه‌ .

بحث‌ و اختلاف‌ نظر در مورد تجربه‌ جوانان‌ در ورزش‌ عمدتاً‌ ناشي‌ از اساطير فرهنگي‌ است‌ تا از مطالعات‌ تجربي. مشاركت‌ مداوم‌ زماني‌ محتمل‌ است‌ كه‌ حمايت‌ و ادراك، مثبت‌ باشد و مشاركت‌ زماني‌ دوام‌ نخواهد يافت‌ كه‌ تأثير اجتماعي‌ساز از سوي‌ افراد مهم‌ اطراف‌ كودك‌ وجود نداشته‌ باشد. كناره‌گيري‌ زماني‌ روي‌ خواهد داد كه‌ نقش‌ ورزشي‌ براي‌ هويت‌ فرد ديگر خيلي‌ مهم‌ نباشد و فعاليتهاي‌ غير ورزشي‌ و گروه‌ همسالان‌ براي‌ فرد جذاب‌تر باشند. جامعه‌پذيري‌ بيزاري‌ يا تجربه‌ منفي‌ شديد نيز مي‌تواند سبب‌ كناره‌گيري‌ شود. براون‌ دريافت‌ كه‌ بسياري‌ از شناگران‌ در سنين‌ 10-12 سالگي‌ در صورت‌ مواجهه‌ با كاهش‌ موفقيت‌ و تقليل‌ پاداشها براي‌ مشاركت، براي‌ حفظ‌ و حمايت‌ از عزت‌ نفس خود به‌ ترك‌ ورزش‌ پرداخته‌اند.

بالاخره‌ اين‌كه، جامعه‌پذيري‌ جوانان‌ و بزرگسالان، چه‌ مشاركت‌ كنندگان‌ در ورزش‌ و چه‌ غيرمشاركت‌ كنندگان، از طريق‌ تجلي‌ ورزش‌ در وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ صورت‌ مي‌گيرد. وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ از طريق‌ مديريت‌ تصوير ذهني دستكاري‌ سمبل‌ها و تفسير ورزشي، به‌ جامعه‌پذيري‌ مي‌پردازند. محصول‌ ورزشي‌ تبليغ‌ شده‌ در رسانه‌ كه‌ منعكس‌ كننده‌ ارزشهاي‌ محافظه‌ كارانه، اقتدارطلب‌ و مليت‌ گرايانه‌ مي‌باشد، به‌ گرمي‌ مورد پذيرش‌ مخاطبان‌ خود قرار مي‌گيرد؛ اين‌ محصول‌ بر آنها تحميل‌ نمي‌شود. در شكل‌ پيامهاي‌ ارزشي‌ موجود در نمايش‌ ورزش‌ محتواي‌ سياسي‌ ضمني‌ وجود دارد. بعنوان‌ مثال، ونر  در مطالعه‌ و شرح‌ مسابقه‌ سوپرباول  دريافت‌ كه‌ محتواي‌ ارزشي‌ اين‌ مسابقه‌ بشدت‌ كار سخت، فردگرايي‌ شديد و غرور ملي‌ را تأييد و تصديق‌ مي‌كند. وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ به‌ يك‌ معنا، خالقان‌ فرهنگ‌ بوده‌ و به‌ ما اطلاعاتي‌ در مورد آنچه‌ كه‌ مورد قبول‌ است‌ و آنچه‌ كه‌ مورد قبول‌ نيست، ارايه‌ مي‌دهند. بدين‌سان، وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ از طريق‌ نمايش‌ و تفسير رويدادهاي‌ ورزشي، نظم‌ تثبيت‌ شده‌ و وفاق‌ ارزشي‌ را تقويت‌ مي‌نمايند. اين‌ نمايش‌هاي‌ ورزشي‌ از طريق‌ وسايل‌ ارتباط‌ جمعي‌ مي‌توانند بر ايده‌هاي‌ ما در مورد ورزش، ادراك‌ ما نسبت‌ به‌ جنسيت، نژاد، روابط‌ اجتماعي‌ و رفتار مناسب‌ و مقتضي‌ و بر تبعيت‌ و پيروي‌ ما از ارزشهاي‌ خاص، تأثير گذارند.

اگر بخواهیم نقش ورزش را در روابط سیاسی و اقتصادی بررسی کرد می توان گفت که  بر فعاليت‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ هر كشوري‌ دو انگيزه‌ عمده‌ حاكم‌ است. اولين‌ انگيزه، ساخت‌ يك‌ دولت‌ پوياي‌ مدرن‌ و كارآمد مي‌باشد. به‌ عبارت‌ ديگر، كشور مي‌بايستي‌ داراي‌ استاندارد زندگي‌ قابل‌ قبول، نظم‌ سياسي‌ باثبات، نظام‌ عادلانه‌ عدالت‌ اجتماعي‌ و رفتار اجتماعي‌ مبتني‌ بر رويه‌هاي‌ كنترل‌ شده، عقلاني‌ و نه‌ انگيزشي، باشد. انگيزه‌ ملي‌ دوم، مسؤ‌وليت‌ كنش‌گر در جامعه‌ بين‌المللي‌ مي‌باشد. به‌ عبارت‌ ديگر، ملت‌ها به‌ دنبال‌ ثبات‌ داخلي‌ و پايگاه‌ خارجي‌ هستند.عموماً‌ به‌ ورزش‌ بعنوان‌ ابزاري‌ براي‌ نيل‌ به‌ هر دو هدف، نگريسته‌ مي‌شود.

نقش‌ منسجم‌ كننده‌ ورزش‌ براي‌ يك‌ ملت، مشابه‌ نقش‌ ساختاري‌ - كاركردي‌ منتسب‌ به‌ ورزش‌ در اجتماعات‌ مي‌باشد كه‌ درمطالعات‌ كلاسيك‌   و   و مطالعه‌ اخير   يافت‌ شده‌ است. انسجام‌ براي‌ مقابله‌ با تنوع‌ و تضاد نژادي، قومي، منطقه‌اي‌ و طبقاتي‌ موجود در داخل‌ يك‌ كشور، دليل‌ عمده‌اي‌ است‌ كه‌ سبب‌ مي‌شود تا ملت‌ها مشاركت‌ در رويدادهاي‌ ورزشي‌ كاملا" آشكار را تشويق‌ و ترغيب‌ نمايند. مطالعه‌ لور در مورد فوتبال‌ در برزيل‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ چگونه‌ ورزش‌ به‌ يك‌ جمعيت‌ متنوع، عامل‌ مشتركي‌ تحت‌ نام‌ همبستگي‌ ملي‌ مي‌بخشد. پس‌ ورزش‌ مي‌تواند نقش‌ مهمي‌ در هويت‌ ملي‌ يا حس‌ ناسيوناليسم‌ ايفا نمايد تا بتوان‌ بطور موقت‌ بر تفاوت‌ها و اختلافات‌ موجود، فايق‌ آمد. مسابقات‌ قهرماني‌ راگبي‌ جهاني‌ مثال‌ جالبي‌ در اين‌ زمينه‌ است. هر سال‌ وقتي‌ كه‌ تيم‌هاي‌ ملي‌ برگزيده‌ مي‌شوند، جناح‌هاي‌ در حال‌ جنگ‌ در ايرلند و ايرلند شمالي‌ دشمني‌هاي‌ شديد خود را كنار نهاده، بازيكناني‌ از هر دو گروه‌ با يكديگر تركيب‌ مي‌شوند تا تيم‌ ملي‌ ايرلند را تشكيل‌ دهند، تيمي‌ كه‌ مردم‌ هر دو ملت‌ براي‌ آن‌ فرياد شادي‌ سر مي‌دهند. حكومت‌ها با آگاهي‌ از نقش‌ متحد كننده‌ ورزش، اغلب‌ رقابت‌هاي‌ بين‌ المللي‌ را تشويق‌ مي‌كنند. اگرچه، منتقدان‌ معتقد به‌ ديدگاه‌ تضاد بر اين‌ باورند كه‌ استفاده‌ از ورزش‌ براي‌ تشويق‌ متجانس‌ نمودن‌ مردم‌ جامعه، بيانگر تلاشي‌ است‌ براي‌ كنترل‌ اين‌ مردم‌ از طريق‌ تلقين‌ ارزشهاي‌ حاكم‌ خاصي‌ بر آنها كه‌ نتيجه‌ اين‌ امر، تقليل‌ احتمال‌ چالش‌ عليه‌ صاحبان‌ قدرت‌ مي‌باشد مشاركت‌ در ورزش‌ بين‌المللي‌ مستلزم‌ مشاركت‌ در شبكه‌اي‌ از سازمانها مي‌باشد كه‌ اين‌ سازمانها داراي‌ قلمرو جهاني‌ هستند. قبل‌ از اين‌كه‌ اين‌ مشاركت‌ بتواند مؤ‌ثر واقع‌ شود، بايستي‌ پايگاهي‌ سازماني‌ كه‌ كاركنان‌ آن‌ پرسنلي‌ شايسته‌ و ذي‌صلاح‌ باشند، توسعه‌ يابد. ورزش‌ مكانيسمي‌ فراهم‌ مي‌آورد تا سازمانها به‌ يكديگر پيوند خورده‌ و مهارتهاي‌ مديريتي‌ و اداري‌ در ميان‌ مردم‌ بومي‌ توسعه‌ يابد. برخي‌ از كشورهاي‌ آمريكاي‌ لاتين‌ از جمله‌ كوبا، اين‌ كار را انجام‌ داده‌اند.   نيكاراگويه‌ از بيسبال‌ بعنوان‌ مكانيسمي‌ براي‌ بازسازي‌ نهادهاي‌ داخلي‌ بعد از وقوع‌ انقلاب‌ و براي‌ برپايي‌ مجدد ارتباطات‌ و هماهنگي‌ منطقه‌اي‌ و درون‌ مملكتي، استفاده‌ نمود. در برخي‌ موارد نظير كوبا و جمهوري‌ دومينيك، استفاده‌ از ورزش‌ براي‌ رشد دهي‌ و بهبود بخشي‌ به‌ نيروي‌ انساني‌ يك‌ جمعيت‌ بومي، كمكي‌ بوده‌ است‌ به‌ كاهش‌ وابستگي‌ يك‌ كشور كوچك‌تر و داراي‌ منابع‌ محدودتر به‌ كشورهاي‌ بزرگ‌تر  نقش‌ اوليه‌ ورزش‌ در روابط‌ بين‌الملل، نقش‌ ديپلماسي‌ عمومي‌ است. يعني‌ اين‌كه، ورزش‌ به‌ بيان‌ دقيق‌ منافع‌ ملي‌ ثانويه‌ (نظير قابليت‌ رويت، تجلي‌ ايديولوژي، رشد جايگاه، مشروعيت)، به‌ امتحان‌ كردن‌ پيش‌ قدمي‌ها در روابط‌ خارجي‌ (مثلا" ديپلماسي‌ پينگ‌پونگي‌ بين‌ آمريكا و چين)، به‌ رشد و بهبود مبادلات‌ تفاهم‌ فرهنگي‌ و به‌ كاهش‌ پتانسيل‌ براي‌ كشمكش‌ عملي‌ از طريق‌ بروز خصومت‌ها در زمينه‌اي‌ محصور و كنترل‌ شده، كمك‌ مي‌كند   بدين‌سان، ورزش‌ فعاليتي‌ براي‌ همكاري‌ و تعامل‌ بين‌المللي‌ است. در نهايت‌ امر، يافتن‌ پايگاه‌ در جامعه‌ بين‌المللي‌ با موفقيت‌ در رويدادهاي‌ ورزشي‌ گره‌ خورده‌ است. شمارش‌ مدالهاي‌ طلا در المپيك‌ها دقيقاً‌ بدين‌ دليل‌ مهم‌ است‌ كه‌ اين‌ شمارش‌ به‌ سنجش‌ مشروعيت‌ سياسي، به‌ سنجش‌ مدرنيزاسيون‌ يا به‌ سنجش‌ عزم‌ راسخ‌ افراد، تبديل‌ مي‌شود .

انگيزه‌ نيل‌ به‌ پايگاه‌ مقبول‌ در جامعه‌ بين‌المللي‌ و تبديل‌ اين‌ پايگاه‌ به‌ مزيت‌ سياسي، محدود به‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ نيست. كشورهاي‌ بلوك‌ شرق، منابع‌ هنگفتي‌ براي‌ كسب‌ موفقيت‌ در رقابت‌هاي‌ بين‌المللي‌ صرف‌ نموده‌اند. ايالات‌ متحده‌ و ديگر كشورهاي‌ غربي‌ تمايلي‌ ندارند تا علاقه‌ شديد خود به‌ موفقيت‌ در ورزشهاي‌ بين‌المللي‌ را اعتراف‌ كنند. با وجود اين، چنين‌ علاقه‌اي‌ در آنها وجود دارد. در ايالات‌ متحده‌ آمريكا، موفقيت‌ در ورزشهاي‌ بين‌المللي‌ هدف‌ بسيارجدي‌ محسوب‌ مي‌شود،زيراچه‌ازلحاظ‌ داخلي‌ و چه‌ ازلحاظ‌ خارجي‌ اين‌ موفقيت‌ بعنوان‌ گواه‌ برتري‌ نظام‌هاي‌ اجتماعي، اقتصادي‌ و سياسي‌ كشور، تفسير مي‌شود. بدين‌سان، تنها تفاوت‌ موجود بين‌ايالات‌متحده،كشورهاي‌بلوك‌ شرق‌ وجهان‌سوم‌اين‌ است‌ كه‌ ايالات‌ متحده‌ نمي‌پذيرد كه‌ تلاشهاي‌ ورزشي‌ بين‌المللي‌ اين‌ كشور، جدي‌ مي‌باشد.

 نتیجه گیری:

*ورزش جهانی ابزار مناسبی برای رقابتهای جوانمردانه ، ارتباط میان ملت ها و تعامل فرهنگ های مختلف بر یکدیگر است.

*ورزش جهانی فرصت های عملی را برای درک و شناخت یکدیگر و شناخت فرهنگ های مختلف در اختیار         می گذارد.

*دیپلماسی ورزشی در عرصه های مختلف جهانی ارتباط تنگاتنگی با دیپلماسی عمومی برقرار کرده است.

*جوامع مختلف از رویدادهای ورزشی به منظور تبلیغ تفکرات و عقاید سیاسی خود استفاده می کنند.

بنابر این ورزش جهانی عملا در طول جنگ سرد به عنوان یک ابزار ، زیر مجموعه ای از سیاست جهانی بین قدرت های بزرگ بوده است. به تبع آن کشورهای کوچک و منطقه ای نیز از این ابزار استفاده کرده اند. در نتیجه آرمانهاو اهداف و نهضت المپیک که صلح و دوستی بین ملتها بود جامه عمل نپوشید و عملا نقض گردید.

 منابع:

1-تیموری آسفچی ، عباس. 1385 . جامعه شناسی دین. سال دوم . شماره 47 . نشريه الکترونيک فصل نو .

2-     نادریان ، مسعود. 1384. مبانی جامعه شناسی در ورزش. انتشارات هنرهای زیبا.

3- Alderman R.B.(1974)" psychological Behavior in Sport", Philadelphia :W.B.Saundres.
4- Argyle Michael(1993)" Bodily Communication" , Routledge.
5- Cashmore Ellis(2000)"Sports Culture :An A-Z Guide" ,Routledge.
6- Clarke R.V.G.(1991)"Tackling Vandalism" ,A Home Office , Research Unit Report ,London.

7- Jarvie Grant and Maguire Joseph(1994)"Sport and Leisure in Social Thought" , Routledge.

8- Leonard Willbert Marcllus(1988)"A Sociological Perspective of Sport" ,New York , MacMillan Publishing Company.

9- Nixon Howard L. and Frey James H.(1996)"A Sociology of Sport" , Wadsworth Publishing Company.

10- Russel Gordon W.(1993)"The Social Psychology of Sport" , New York : Springer – Verlag.
11- Sabini John(1995)"Social Psychology" , W.W.Norton & Company Inc.
12- Schaefer Richard T. and Lamm Robert P.(1992)"Sociology" , McGraw-Hill , Inc.

 

عید غدیر

مهری از مهر علی کنده به یاقوت دلم              

                         از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را

         التماس دعا  

هفته ولایت

 یک لحظه عدالت مساوی است با٬

                           صد سال عبادت.            <مولا علی (ع)>

عید قربان

عاشقان

 قصه قربان  قصه تسلیم و خضوع ست   قصه پاکی ها 

اخلاص ایثار و گذشت  قصه عشق 

 پسر  قصه اشک پدر قصه خلع سلاح شیطان قصه مهرقبول قصه عطر بهشت است                                    قربان 

 مبارک باد بر شما موسم رستگاری

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        

ولادت با سعادت حضرت معصومه(س)        

            و روز دختران 

               مبارکباد  

       روابط عمومی دانشکده تربیت بدنی نهاوند

 هفته تربیت بدنی                       

                                                                                                                                                                              

                             امر به ورزش امر به معروف است           

 

                   هفته تربیت بدنی گرامی باد

            

                    روابط عمومی دانشکده تربیت بدنی نهاوند

                                      روابط عمومی دانشکده تربیت بدنی نهاوند

بر نعمت و حكمتت شكر...

   
 

* الهي غيرتت را شكر كه خنده‌ات مي گيرد در دو جا : يكي آنجا كه مي خواهي كسي را بلند مرتبه كني و بالابري و مردم نمي‌خواهند و ديگر آنجا كه مي‌خواهي كسي را پائين آوري و باز مردم نمي خواهند.
* الهي شكرت كه آن كني كه خواهي نه آنكه من خواهم. مي‌دانم كه تو بهتريني و هميشه بهترين را برايم مي‌خواهي.
* الهي شكر بر اين كه با توسخن مي گويم تونيز با قلبم سخن بگو كه من تك سخنوري را دوست ندارم. گرچه تو از قبل براي شنيدن حرف‌هايم مرا به سوي خود فراخوانده‌اي. چه مناظره عاشقانه‌اي. بي خود نبود كه حضرت موسي عليه السلام درآن وادي مقدس اينقدر عصايش را توصيف مي‌فرمود. ايشان دوست داشتند گفت‌وگو با معشوق به درازا بكشد بنابراين درجواب اين سؤال پروردگار: «وما تلك بيمينك يا موسي» «اي موسي آن چيست دردست راستت؟» طه / 17 ؛ مي فرمايد اين عصايي است كه به آن تكيه مي‌دهم و براي گوسفندانم برگ مي‌ريزم و.... .«قال هي عصاي أتوكؤا عليها واهش بها علي غنمي ولي فيها مئارب أخری»طه/18 براستي كه دل ازكوي يار كندن آسان نبود. الهي مرا دچار سختي مگردان.
* الهي شكر بر داشته‌ها و نداشته‌هايت كه گويند داشته‌ها نعمت و نداشته‌ها حكمت اند.
* الهي اگر پست تر از من نيز سراغ داري نشانم مده تا فراموش نكنم چقدرپست‌تر از بهترانم؛ تا مبادا بر هيچي خود مغرور شوم.
* الهي يقيني نصيبم بگردان آنچنان كه تورا دركنار خود ببينم كه رهبري‌ام مي‌كني. در آن هنگام ديگر صداي امواج متلاطم درياي سرگرداني‌هايم را نمي‌شنوم و آرام هستم زيرا باور دارم كه خدا همواره به يادم مي باشد.
* الهي درشگفتم كه به وقت حاجت خداي ثروتمند را گدا مي پندارم و نيازم را ازگنج بي‌انتهاي او برآورده نمي‌سازم.
* الهي بركم توشكر كه شكر بركم، زياد است( نعمت شكر،‌ نعمت بزرگي است).
* الهي اين همه خوبي ولطف و احسان را به جان مي‌خرم نه از آن جهت كه لايقش هستم بلكه از آن جهت كه محتاجت هستم.
* الهي افزون بر اين همه عطيه كه بر در خانه‌ام مي‌فرستي،‌كرم كن و تحمل شرمندگي درمقابل الطافت را نيز عطايم بفرما.
* الهي درجزاي تحمل درد فراق تو در دنيا؛ وصال خود در آخرت را پاداش من قرارده.
* الهي اي كاش مرا ازخانه ازل جدا نمي‌ساختي . حال كه مسافر دنيا هستم مرا دست پربه ميهن اصلي ام بازبگردان.
* الهي منطقيون گويند كه لطف برتوواجب است زيرا فراهم ساختن وسيله براي رسيدن به مقصد بر حكيم واجب است و اين اشاره‌اي است كوچك بربزرگي تو كه لطف در مقام تو( لطف خدا بربنده) واجب است درحالي كه لطف ( بنده بربنده)، برمن مستحب مي باشد.
* الهي جاي شگفتي نيست؟! كه رازق تويي ومن نگران رزق.
به حق آفرينشت‌، خواسته‌هايم را مطابق اوامرت قرارده.
                      رضا سیف                                                       

و اينها نابودت مي‌كنند...!

     
عواملي كه سبب دوزخي شدن انسان مي‌شود
 

1- گناهان؛ معصيت و گناه بزرگترين و مهم‌ترين اسباب ورود به جهنم به شمار مي‌آيد.
آيه74 سوره طه مي‌فرمايد: «إنه من يأت ربه مجرماً فأن له جهنم لايموت فيها و لايحيي: بي‌ترديد هر كس كه گنهكار نزد پروردگارش حاضر شود، جهنم جايگاه اوست كه در آنجا نه مي‌ميرد و نه زندگي مي‌كند.» يكي از سخت‌ترين عذاب‌ها براي شخص گنهكار اين است كه: نه زندگي سالم دارد كه بتوان از آن به عنوان حيات ياد كرد و نه مي‌ميرد تا از عذاب الهي رهايي يابد!
2- جلوگيري كردن از ايمان آوردن مردم؛ آيه55 سوره نساء مي‌فرمايد: «فمنهم من امن به و منهم من صد عنه و كفي بجهنم سعيراً: پس برخي از آنان به او (پيامبر) ايمان آوردند و بعضي (نه تنها ايمان نياوردند، بلكه) از ايمان آوردن مردم جلوگيري كردند و شعله سوزان دوزخ، براي كيفر آنان بس است.» متأسفانه اكثر افراد گنهكار، علاوه بر اينكه خودشان راهي به سوي پاكي و حقيقت پيدا نمي‌كنند بلكه مايه گمراهي افراد ديگر هم مي‌شوند و از اينكه ديگران به سمت قرآن و خدا و اهل بيت بروند جلوگيري كرده و باعث گمراهي آنان مي‌گردند.
3- سرمستي و تفريح نابجا؛ در آيه 75 و76 سوره غافر مي‌خوانيم: «ذلكم بما كنتم تفرحون في‌الارض بغير الحق و بما كنتم تمرحون، ادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها: اين (عذاب) به خاطر اين است كه به ناحق در زمين شادي مي‌كرديد و از روي غرور و مستي به خوشحالي مي‌پرداختيد، از درهاي جنهم وارد شويد و جاودانه در آن بمانيد.
اسلام دين فطرت است و با شادي كردن كه خواسته غريزي انسان است، مخالفتي ندارد، آنچه مورد انتقاد است شادي‌هاي نابجاست كه قرآن مواردي از آن را نقل مي‌فرمايد؛ الف: عده‌اي از اينكه به جبهه نمي‌رفتند شاد بودند «فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول‌الله- توبه/81»
ب: شادي به خاطر كاميابي‌هاي دنيوي و همراه با غفلت از آخرت «فرحوا بالحياة الدنيا- رعد/26»
ج: شادي به خاطر كسب ثروت، به قارون گفته شد «لاتفرح- قصص/76»
د: شادي به خاطر سختي‌هايي كه به مؤمنين مي‌رسد. «ان تصبكم سيئة تفرحوابها- آل عمران/120»
ه: شادي به خاطر داشتن چيزي از علم. «فرحوا بما عندهم من العلم- غافر/83»
اما اگر شادي براساس حق و لطف الهي و خدمت به مردم و رسيدن به كمالات باشد يك ارزش است؛ «قل بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا ـ يونس/ 58» «فرح» شادي بجا و طبيعي و «مَرَحْ» شادي بيش از حد است كه سبب غرور و سرمستي مي‌گردد.(1)
4ـ غفلت‌زدگي؛ آيه 7 سوره يونس مي‌فرمايد: «ان الذين لايرجون لقاءنا و رضوا بالحياه الدنيا و واطمأنوا بها والذين هم عن آياتنا غافلون: كساني كه به ملاقات ما اميد ندارند و به زندگي دنيا خشنود شده‌اند و به آن دل بسته‌اند و كساني كه از آيات ما غافلند»
علي بن ابراهيم در تفسير اين آيه گفته است؛ آياتي كه مردم از آنها غافلند عبارتند از: حضرت علي و ائمه اطهار «عليهم‌السلام». دليل اين حرف ما اين جمله از حضرت علي‌عليه‌السلام است كه: فرمود: «ما لله آيه الاكبر مني؛ از جانب خداوند، آيه و نشانه‌اي بزرگتر از من نيست».(2)
5- اسراف و تبذير؛ در آيه 43 سوره غافر مي‌فرمايد: «و ان المسرفين هم اصحاب النار: بي‌ترديد اسرافكاران اهل دوزخند. بايد دانست كه اسراف، زمينه‌ساز ظلم و ظلم نيز زمينه كفر است، زيرا قرآن، فرعونيان را مسرف، ظالم و كافر مي‌خواند! به يقين اسراف، زمينه‌ساز هلاكت است و هلاكت، سرنوشت اسرافكاران است. «اسراف» به هر نوع تجاوز از حد گفته مي‌شود. در فرهنگ قرآن، اسراف به هر كاري كه موجب به هدر رفتن نعمت‌هاي الهي گردد گفته مي‌شود.
6- عيب‌جويي از ديگران؛ خداوند در سوره همزه مي‌فرمايد: «ويل لكل همزة لمزه....... واي بر هر عيب‌جوي مسخره‌كننده‌اي! بزودي در آتشي خردكننده پرتاب مي‌شود! و تو چه مي‌داني اين آتش چيست؟! آتش برافروخته الهي است. آتشي كه از دل‌ها سر مي‌زند...»
در بحارالانوار، در حديث معراج آمده است، شب معراج پيامبر «صلي الله عليه و آله» عده‌اي را ديدند كه گوشت‌هاي پهلوهاي آنان را قطع و به آنان مي‌خوراندند و به آنان مي‌گفتند؛ بخوريد آنچه از گوشت برادرانتان مي‌خوريد! حضرت رسول(ص) مي‌فرمايد: به جبرئيل گفتم؛‌اي جبرئيل، اين گروه چه كساني هستند؟ گفت اينان همان عيب‌جويان و غيبت‌كنندگان از امت تو هستند!
7- كم‌فروشي؛ در سوره مطففين مي‌فرمايد: «ويل للمطففين* الذين اذا اكتالوا علي الناس يستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون: «واي بر كم‌فروشان! آنان كه وقتي براي خود پيمانه مي‌كنند، حق خود را به طور كامل مي‌گيرند اما هنگامي كه مي‌خواهند براي ديگران پيمانه يا وزن كنند، كم مي‌گذارند.» در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه خداوند «ويل» را درباره هيچ‌كس در قرآن قرار نداده مگر اين كه او را كافر نام نهاده، همان‌گونه كه در آيه 37 سوره مريم مي‌فرمايد: «فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم: واي بر كافران از مشاهده روز بزرگ(قيامت)؛ از اين روايت استفاده مي‌شود كه كم‌فروشي بوي كفر مي‌دهد!‌(3)
8- رباخواري؛ درآيه 275 سوره بقره مي‌خوانيم:«الذين يأكلون الربا لايقومون... كساني كه ربا مي‌خورند(در قيامت) برنمي‌خيزند مگر مانندكسي كه بر اثر تماس شيطان، ديوانه شده؛ او نمي‌‌تواند تعادل خود را حفظ كند گاهي زمين مي‌خورد گاهي بپامي‌خيزد. اين، به خاطر آن است كه گفتند: داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتي ميان آن دو نيست) در حالي كه خدا بيع را حلال كرده و ربا را حرام! و اگر كسي اندرز الهي به او رسد (و از رباخواري) خودداري كند سودهايي كه در سابق [قبل از حرام اعلام شدن ربا] به دست آورده، مال اوست (و اين حكم گذشته را شامل نمي‌شود) و كار او به خدا واگذار مي شود (و گذشته او را خواهيد بخشيد) اما كساني كه بازگردند (و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند) اهل آتشند و هميشه در آن مي‌مانند.» امام‌باقر(ع) مي‌فرمايد: «خبيث‌ترين درآمدها رباخواري است» (4)
9- استهزاي ارزشها؛ خداوند در آيه 106 سوره كهف مي‌فرمايد: «ذلك جزاؤهم جهنُم بماكفروا و اتخذوا آياتي و رسلي هزواً ؛ اين دوزخ سزا و پاداش آنان است، زيرا كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به سخره گرفتند.» كلمه استهزاء با مشتقاتش فراوان در قرآن به كار گرفته شده است. استهزاء‌كنندگان، نماز، زكات، رفتار و حركات مؤمنين، آيات، پيامبران و... را به استهزاء گرفته و از اين طريق سعي مي‌كنند تا افراد را از دين منصرف كنند و همين امر باعث مي‌شود تاخداوند به آنان وعده دوزخ بدهد.
10- پيروي كردن از شيطان؛ آيه 18 سوره اعراف مي‌فرمايد: «قال اخرج منها مذؤماً مدحوراً لمن تبعك منهم لأملان جهنم منكم اجمعين: خداوند به شيطان گفت: از آن (مقام) با ننگ و عار و خواري، بيرون برو! و سوگند ياد مي كنم كه هركس از آنها (انسانها) از تو پيروي كند، جهنم را از همگي شما پر مي‌كنم!»
11- تكبر ورزيدن؛ آيه 76 سوره غافر مي‌فرمايد: «ادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فبئس مثوي المتكبرين: از درهاي جهنم وارد شويد و جاودانه در آن بمانيد و چه بد است جايگاه متكبران»
12- نخواندن نماز، ندادن غذا به فقيران، همنشيني با دوستان ناباب و انكار روز قيامت
در آيه 43 تا 46 سوره مدثر مي‌فرمايد: وقتي مؤمنان از دوزخيان سؤال مي‌كنند كه چه چيز باعث شد تا شما گرفتار عذاب دوزخ شويد؟ مي‌گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم و به مستمندان اطعام نمي‌كرديم و دائماً با اهل باطل (دوستان ناباب) همنشين و همصدا مي‌شديم و همواره روز جزا (قيامت) را انكار مي‌كرديم.
13- كم بودن اعمال خوب انسان:
در آيه 103 سوره مؤمنون مي‌خوانيم: «و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم في جهنم خالدون: و آنان كه وزنه اعمالشان سبك باشد، كساني هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند، شعله‌هاي سوزان آتش همچون شمشير به صورت‌هايشان نواخته مي‌شود و در دوزخ چهره‌اي عبوس (و ناراحت) دارند.»
14- فتنه گري و عدم توبه از آن:
در آيه 10 سوره بروج آمده است: «ان الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنات ثم لم يتوبوا فلهم عذاب جهنم و لهم عذاب الحريق؛ يعني: همانا آنان كه مردان و زنان مؤمن را به فتنه انداختند و بعد از آن توبه نكردند، براي آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است.
منابع:
1- تفسير نور، ج10، ص292
2- تفسير قمي، ج1، ص309
3- تفسير نمونه، ج26، ص224 به نقل ازاصول كافي مطابق نقل نورالثقلين، ج5، ص527
4- كافي، ج5، ص147
رضا سیف                                                                                                                                                                          

همه چيز، دست توست...

  
خدايا طبق معمول با مشكلي مواجه شدم وبه تو روي آوردم. اين مشكلي است كه شايد ريشه تمام اشتباهاتم باشد. مي داني كه بارها ازگناهان خود توبه مي كنم وبرگذشته سياهم پشيمان مي‌شوم؛ قول مي‌دهم با اعانت و ياري تو به سمت گناه نروم اما وقتي موسم نافرماني فرا مي رسد؛ يا عهدي را كه با تو بسته‌ام از ياد مي‌برم و يا اگر اين پيمان‌ها به يادم باشد كارم را توجيه مي‌كنم حتي گاهي در همان هنگام مي‌دانم كه ممكن است بعدها ازكرده ام پشيمان شوم اما نمي‌دانم اين چه نيرويي است كه مرا به سمت شيطان مي كشاند. راستي ... چرا؟
خدايا امشب نيازم فوران مي‌كند و فقط تويي كه مي‌تواني با دست تواناي خود مرا به قله كوه برساني. خدايا آنقدر كه ازتوگله دارم ازنفس سركشم شكايت نمي كنم زيرا هرچند كه شتاب من در سقوط به قهقراي جهنم زياد است؛ هرچند كه ضعيفم و توان بالا كشيدن خود را ندارم ليكن توانمندي تو بي‌نهايت است به طوري كه هرگز آن را باتوان وضعف خود مقايسه نمي‌كنم. خدايا تو آنقدر نعمت، عطايم كرده‌اي كه ازشمارش آنها ناتوانم . پيامبر، امام، كتاب، پدرومادر، خوراك و پوشاك... . درميان اين نعمت‌هاي بزرگ عقل نيز درخششي ستودني دارد كه توآن را نيز براي هدايت انسان‌ها به وديعه گذاشته‌اي. اما چرا فقط درخلوت خود كه هستم اين عقل به دادم مي‌رسد و راه وچاه را نشانم مي‌دهد اما برعكس در ورطه گناه طور ديگري عمل مي‌كند. مثلاً براي گناهانم پشت سرهم توجيهات عقلاني رديف مي‌كند ومرا گول مي‌زند. البته كمي بيشتركه فكر مي‌كنم به نظرم مي رسد اين مشكل ازجاي ديگري آب مي‌خورد. در واقع وقتي كه در آستانه گناه قرار مي‌گيرم مناظره‌اي بين عقل و نفس رخ مي‌دهد. گاهي عقل و گاهي نفس پيروز مي‌شود. پيروزي باهركه باشد اين معني رامي رساند كه فكر و ذهن و اعضا و جوارح ما بنده آن برنده است كه از همو حرف شنوي دارد واين بسيار واضح و مبرهن است . بنابراين هرچه بيشترطاعت خدا رابه جا بياورم عقلم را قويتر ساخته ام و بدين گونه مي توانم برنفس ضعيف شده پيروز شوم. بارالهي توخود مي‌داني كه نفس كشيدن من به دست توست پس آيا اين باوركردني است كه پيروز شدن در نبرد عظيم بين عقل و نفس كار من به تنهايي باشد.به ياري‌ام بشتاب اي خدايي كه تو، تويي و من، منم... واي خدايي كه با قدرت بي حد ومرزت برهرچيزمسلطي. اي خداي عافيت بخش دست مني راكه سنگيني گناهان، پايم را عليل ساخته وديگر توان رفتن ودستيابي به بلنداي پاكي را ندارد، بگير. آنگونه كه شفاي عاجل نصيبم شود.
خدايا مي دانم كه فرصتم اندك است و چند صباحي بيشتر دراين دنيا زندگي نمي‌كنم. راه دراز است و من بي توشه و حاجاتم به درگهت فراوان است. آيا حق ندارم درطلب نيازهايم به سوي تو شتاب كنم و عجله داشته باشم دراين كه از تو بخواهم خارهاي بيابان آزمايش وامتحان را از پايم درآوري و زخم‌هايم را مداوا سازي!
خدايا مباداكه اين عجول بودن من ، مرا ازبرآورده شدن حاجات نااميد سازد وبدين وسيله دوباره مرتكب بزرگترين گناه (نااميدي) بشوم . گرچه من زيرباراين گناه نمي روم چون توخود عالم به نياز من و عجول بودنم هستي وخود مرا اينگونه آفريدي و حال در استجابت دعا تأخير مي اندازي. مي دانم يا آنقدر خطاكارم كه نمي خواهي صداي مرا بشنوي ، يا آنقدرجاهلم كه مي‌خواهي اين انتظارها مرا به هوش بياورد، تا تورا بيشتربشناسم و يا اين كه اصلاً آن حاجت به صلاح من نيست و اگر واقعاً مصلحت من را درآن نمي‌داني به بردباريت قسم، صبري به من عطا فرما ، تا تسليم رضاي تو باشم.
                          روابط عمومی دانشکده تربیت بدنی نهاوند
                                                                                                                                                                                 

تــــو بــه ...

  
خدايا توبه مي‌كنم از اينكه...
حرف‌هايي كه تا به حال نگفته‌ام...!

1- خدايا توبه مي‌كنم از اينكه به جاي غبطه خوردن به پيشرفت ديگران و الگو گرفتن فقط حسادت كردم.
2- از اينكه مطلبي را نمي‌دانستم و فقط براي اينكه به اصطلاح كم نياورم تظاهر به دانستن آن كردم.
3- از اينكه مطلبي را نوشتم تا زيبايي قلمم را به رخ ديگران بكشم.
4- از اينكه در سر سفره رنگين نشستم و آنقدر غذا خوردم و سير سير شدم و اصلاً به اين فكر نمي‌كردم كه شايد همسايه‌هايم گرسنه باشند.
5- از اينكه اموالي كه تو به من عطا كردي مال خود پنداشتم و پيش خود فكر كردم اينها همه را به واسطه زرنگي و زيركي خودم به دست آوردم.
6- از اينكه چنان مست كسب و كار و جمع مال دنياي بي‌ارزش شدم كه يادم رفت روزي مي‌آيد كه مرگ يقه مرا مي‌گيرد و مرا كشان كشان به سوي قبر مي‌برند و حال آنكه دستم از اعمال صالح تهي است!
7- از اينكه همچون شياطين با صداي بلند خنديدم و يادم رفت كه آخرت چه سختي‌هايي دارد.
8- از اينكه در خواندن نمازهايم خصوصاً نماز صبح، سستي و تنبلي كردم تا جايي كه اگر نمازم قضا مي‌شد ديگر مثل گذشته ناراحت نمي‌شدم.
9- از اينكه زبانم را به جاي اينكه مشغول به ذكر تو كنم آن را آلوده به حرف‌هاي بيهوده و ناچيز كردم.
10- از اينكه دوست داشتم دوستانم در زندگي شكست بخورند تا موفقيت من نمايان تر شود.
11- از اينكه در جايي بايد راستش را مي‌گفتم ولي چون عليه من بود دروغگويي را پيشه خود ساختم.
12- از اينكه مثل افراد متوسط جامعه زندگي نكردم و هي مدام خانه و ماشين عوض كردم تا ديگران مرا در اين حال ديدند و آرزو كردند مثل من باشند و چون توان مالي نداشتند لب به اعتراض تو گشودند!
13- از اينكه فكر مي‌كردم اگر من اول سلام كنم كوچك مي‌شوم و هميشه منتظر سلام ديگران بودم!
14- از اينكه بي‌جهت و به دروغ، ديگران را تعارف به ميهماني مي‌كردم با اينكه ته دلم مي‌دانستم كه مايل به ميزباني‌شان نيستم و در حالي كه زبانم مي‌گفت بفرماييد؛ دلم مي‌گفت لطفاً هرگز نفرماييد.
15- از اينكه به اصطلاح براي اينكه كم نياورم حرف حق را نپذيرفتم و هي مدام آسمان به ريسمان بافتم تا بلكه نظر خودم را اثبات كنم.
16- از اينكه مي‌توانستم جلوي غيبت كردن پشت سر ديگران را بگيرم ولي به اين دليل كه افراد غيبت كننده از من نرنجند از او دفاع نكردم.
17- از اينكه تمام فوتباليست‌ها يا هنرمندان را مي‌شناسم وحتي بعضي اوقات از ريز مسائل زندگي آنها باخبرم ولي حتي يك بار كامل بلد نيستم اسامي امامان را نام ببرم چه برسد به اينكه تاريخ زندگيشان را بدانم!
18- از اينكه با اعمال و رفتارم، ديگران را مجبور به تعريف و تمجيد از خود كردم و حال آنكه مجد و عظمت و تعريف فقط در شأن تو بود و بس.
19- از اينكه با حركاتم و رفتارم باعث شدم كه ديگران به كسي بخندند غافل از اينكه خودم از همه خنده‌دارتر هستم!
20- از اينكه چنان دنيا مرا اسير خود كرد كه در ضمير ناخودآگاهم فكر كردم كه مرگ براي من نيست و اين ديگران هستند كه مي‌ميرند!
21- از اينكه زن و فرزند و كسب و كارم را به والدينم ترجيح دادم و حق آنها را كه تو درخواست نمودي ادا نكردم.
22- از اينكه در مقابل متكبرها تكبر نكردم و در مقابل تواضع ديگران به جاي تواضع بيشتر خودم را آدم حسابي فرض كردم!
23- از اينكه وقتي به خشم آمدم چراغ عقلم خاموش شد و هر حرفي از دهانم درآمد نثار ديگران كردم.
24- از اينكه دائماً اشتباهات ديگران را به رخ‌شان كشيدم ولي اشتباهات بزرگ‌تر خودم را فراموش كردم.
25- از اينكه بي‌پروا چشم به صحنه‌هاي حرام گشودم و يادم رفت كه چه بزرگي دارد در آن حال مرا نظاره مي‌كند.
26- از اينكه بايد خود را براي تو مي‌آراستم ولي خود را براي ديگران آراستم؛ آن هم آراستن حرام.
27- از اينكه آنقدر كه از گناه كردن لذت مي‌بردم حتي به اندازه يك درصد از شنيدن سخن حق لذت نمي‌بردم.
28- از اينكه بي‌وقفه از دوستان و فاميل‌ و آشنايانم پيش خودم براي خود رقيب تراشيدم و يادم رفت كه رقيب اصلي من، شيطان و نفس اماره من است.
29- از اينكه نشستم و فيلم‌هاي خانوادگي ديگران را به نظاره نشستم غافل از اينكه اين حريم خصوصي ديگران است كه در دستان من و در موبايل من قرار گرفته است!
30- از اينكه عمرم را بيهوده پشت رايانه گذراندم و با چت كردن و اينترنت و بازي و... آن را هدر دادم!
31- از اين كه آنقدر توكلم به تو ضعيف بود كه با كوچكترين مشكل مادي زود به سراغ قرض‌گرفتن از ديگران مي‌رفتم تا در عمل نشان دهم كه ايمانم به بندگانت بيشتر است تا به تو!
32- از اين كه در هر زمان و مكاني كه وارد مي‌شدم به جاي گفتن ذكر تو يا قرائت قرآنت فقط گناه بود كه در كارنامه‌ام ثبت مي‌شد!
33- از اين كه همنشيني با ثروتمندان را برهمنشيني با فقرا ترجيح دادم.
34- از اين كه غيبت دوستانم را شنيدم و به جاي اين كه لااقل در دل ناراحت شوم از ته قلب خوشحال شدم.
35- از اين كه اگر به كسي احسان كردم براي رضايت تو نبود بلكه دوست داشتم مرا فردي خير و نيكوكار بدانند!
36- از اين كه خلف وعده كردم.
37- از اين كه به جاي شكر نعمت‌هايت دلم مي‌خواست كاش زيباتر و غني‌تر بودم.
38- از اين كه ملاك بزرگي را مقام، پول، تجملات، زيبايي، كلام و... قرار دادم و آدمها را بر همين اساس به كوچك و بزرگ تقسيم نمودم و فكر كردم آدمها، هرچه از اينها بيشتر داشته باشند پس بزرگترند!
39- از اين كه به خاطر نداشتن جرأت و شجاعت، امر به معروف و نهي از منكر را ترك كردم.
40- از اين كه در كارها پيوسته نفع شخصي، مصلحت يا رضايت ديگران برايم مهم بود بي‌آن كه ذره‌اي به رضايت تو فكر كنم.
41- از اين كه در نمازم حواسم همه جا بود جز نزد تو!
42- از اين كه ديگران را به خاطر داشتن عقيده‌اي غير از عقيده و نظر من بي‌جا سرزنش كردم خصوصاً آنجا كه اين كارها را در جمع انجام دادم و باعث خرد شدن شخصيت طرف مقابلم شدم!
43- از اين كه چون سن‌ام بيشتر بود بهانه‌اي شد تا بر كوچكتر از خودم حس سروري و آقايي كنم.
44- از اين كه دوست داشتم از كار مردم سردربياورم غافل از اين كه اين كار، تجسس و حرام است!
45- از اين كه نصيحت خيرخواهانه ديگران را دخالت فرض كردم و به شدت ناراحت شده و واكنش نشان دادم.
46- از اين كه در اعمال، رفتار و گفتار و... اسراف و تبذير كردم و اعتدال و ميانه روي را رعايت نكردم.
47- از اين كه حاضر نبودم نسبت به مطلبي كه جهل داشتم بگويم نمي‌دانم حتي زماني كه ناداني و جهلم را همه فهميده بودند!
48- از اين كه آداب معاشرت اسلامي را هنوز هم بلد نيستم!!
49- از اين كه بي‌اجازه به چيزي كه مال خودم نبود دست اندازي كردم.
50- از اين كه تو گفته بودي به پدر و مادر احترام كنيد ولي من برعكس بي‌احترامي كردم.
51- از اين كه در حق امانت‌هاي تو و امانت‌هاي مردم خيانت كردم.
52- از اين كه بارها و بارها از تو نااميد شدم و حال آن كه گفته بودي فقط كافران از من مأيوس و نااميد مي‌شوند.
53- از اين كه از رفتار، گفتار يا عملي كه باعث رنجش ديگران شد عذرخواهي نكردم چون پوزش خواستن برايم خيلي سخت و دشوار بود.
54- از اين كه فكر كردم روزه يعني جلوگيري از خوردن و آشاميدن در حالي كه اعضايم روزه‌دار نبودند.
55- از اين كه با سرعت 120، نمازم را به پايان بردم به اين اميد كه به فلان برنامه يا سريال تلويزيون برسم!!
56- از اين كه حرفي را به كنايه يا طعنه يا زخم زبان زدم.
57- از اين كه چيزي را كه بايد مي‌گفتم آنجا لب فرو بستم و جايي كه بايد سكوت مي‌كردم لب به سخن گشودم.
58- از اين كه بارها و بارها در مورد عملي توبه كردم و عهد بستم كه ديگر تكرارش نكنم ولي باز هم عهدشكني كردم و توبه‌هايم را شكستم.
از اينكه... از اينكه... از اينكه...
                              رضا سیف                                                         
                                                                                                                                                                               

پاکی...

    یک درخت اگر سبز است  به خاطر لقمه های پاک است وگر نه می خشکید  می گویی نه امتحانش مجانی است به جای آب چند لیتر وایتکس پای یک نهال بریز ساعتی بعد هم بیا تماشا   پس لقمه های مناسب و پاک است که درخت را سبز کرده و آن را سرپا نگه می دارد  حال ما هم اگر بخواهیم سبز و خرم و بانشاط باشیم باید به لقمه های خود توجه کنیم لقمه های حرام درست مثل وایتکس و تینر است و لقمه های حلال مثل آب زمزم.....

                                    رضا سیف                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                

حدیث

خداوند در حدیث قدسی می فرماید: 

من شش چيز را در شش جا قرار دادم ولي مردم آن را در شش جاي ديگر طلب مي كنند و هرگز به آن  نمي رسند:

·  من علم را در گرسنگي قرار دادم ولي مردم آن را در سيري دنبال مي كنند.

·  من بلند مرتبگي را در تواضع قرار دادم و لي مردم آن را در تكبر مي طلبند.

·    من راحتي را در بهشت قرار دادم و لي مردم آن را در دنيا طلب مي كنند.

·  من عزت را در نماز شب قرار دادم ولي مردم آن را در دستگاه سلاطين مي جويند.

·  من استجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم ولي مردم آن را در قيل و قال دنبال مي كنند.

·  من ثروت را در قناعت قرار دادم ولي مردم آن را در كثرت مال طلب مي كنند.

 

      رضا سیف                                                         

                                                                                       

                                                                                                                                                                              

                                                                                                                                                                            

تصویب اعتبار ساخت ساختمان نیمه کاره دانشکده تربیت بدنی نهاوند

پای گریز

     گلایه های دلم را به یک نظر تو ببخشی               نیامدم به سراغت مرا مگر تو ببخشی

   غریب خاطره ها را در این سفر تو ببخشی            نشسته ام سر راهت چه می شود به نگاهی

   مگر نه وعده نمودی که بیشتر تو ببخشی؟!         مگو نجیب زمانه زچشم ما گله داری

   خیال من همه این بود مرا سحر تو ببخشی         شبانه حرف دلم را اگر برای تو گفتم

    به یک نگاه صمیمی مرا اگر تو ببخشی              شکوفه های غزل را به پیش پای تو ریزم

                                  رضا سیف                                                         

                                                                                       

                                                                                                                                                                                                              

رمضان

سلام اي بهترين رفيق! اي ماه خدا

 

 

 خداي مهربان در حالي که به فردا دل بسته ام سرنوشت خود را با طلوع و غروب هاي اين ماه گره خورده مي بينم از تو مي خواهم ياري ام کني تا در روزهاي اين ماه کوله بارم را چنان که تو خواسته اي از اندوخته هاي معنوي انباشته کنم .

                                                                         التماس دعا

                                        رضا سیف                                                         

                                                                                       

نمونه لوح تقدیر

چاپ کتاب

ساخت دانشکده

ساختمان نیمه کاره دانشکده

مصاحبه مطبوعاتی

مصاحبه مطبوعاتی

شرکت در همایش

 

لوح تقدیر

 

لوح سپاس

 

لوح تقدیر

 

لوح سپاس

 

لوح سپاس

 

لوح سپاس

 

کارمند نمونه دانشکده

 

انتخاب روابط عمومی های برتر نهاوند

 

چاپ تمبر شخصي اعضاي دانشكده تربيت بدني نهاوند براي نخستين بار در كشور

               
 
نهاوند- بحيرايي- خبرنگار همدان‌پيام: به منظور زنده نگه‌داشتن ياد و خاطره دوران معلمي، كارمندي و دانشجويي، همزمان با چهارمين دوره جشن فارغ‌التحصيلي 20 دانشجوي دختر دانشكده تربيت بدني نهاوند به پيشنهاد رئيس اداره پست و پيگيري‌هاي مسؤول روابط عمومي دانشكده تربيت بدني براي نخستين بار در كشور تمبر 64 نفر از اساتيد و كاركنان و دانشجويان فارغ‌التحصيلي به چاپ رسيد.
مسؤول روابط عمومي دانشكده تربيت بدني در اين خصوص گفت: تمبر دانشجويان فارغ‌التحصيلي براي دومين بار چاپ مي‌شود و با توجه به اينكه 31 ارديبهشت امسال چهارمين دوره جشن فارغ‌التحصيلي دانشجويان دانشكده تربيت بدني برگزار مي‌شود، تمبر شخصي 64 نفر از اساتيد، كاركنان و دانشجويان به چاپ رسيده است.
رضا سيف با اشاره به تلاش‌هاي شبانه‌روزي كاركنان زحمت‌كش دانشكده گفت: با توجه به اينكه دانشجويان منبع انرژي و شادابي هستند و بهترين ايام زندگي آنان در كلاس درس سپري مي‌شود اين اقدام باعث بالارفتن روحيه آنان خواهد شد.
لازم به ذكر است، تمبر شخصي دكتر زلفي‌گل رئيس دانشگاه بوعلي سينا همدان و دكتر تاري‌مرادي، روابط عمومي دانشگاه بوعلي سينا چاپ گرديده است كه در مراسم جشن فارغ‌التحصيلي به آنها اهدا مي‌شود.

آموزش عالي عامل خودكفايي

رئيس دانشكده تربيت‌بدني نهاوند تاكيد كرد

نهاوند- خبرنگار همدان‌پيام: آموزش‌عالي امروزه در جوامع مختلف بشري به عنوان يك اصل و يكي از عوامل مهم پيشرفت و خودكفايي محسوب مي‌گردد.
رئيس دانشكده تربيت‌بدني شهرستان نهاوند با اعلام اين مطلب در چهارمين همايش فارغ‌التحصيلي دانشجويان شهرستان نهاوند گفت: ايجاد يك مركز آموزش عالي در شهرستان نهاوند با توجه به استعدادهاي موجود در منطقه بسيار ضروري بود كه با همت مسؤولان دانشگاه بوعلي‌سينا و مسؤولان شهرستان نهاوند در بهمن ماه 1381 دانشكده تربيت‌بدني نهاوند با پذيرش 25 دانشجو در رشته تربيت‌بدني در مقطع كارشناسي شروع به كار نمود.
جعفر نادري‌فر افزود: سازمان مركزي دانشكده تربيت‌بدني نهاوند با بازسازي و مرمت ساختمان قديم شهرداري نهاوند به وسعت 2هزارمترمربع داراي 36 باب اتاق به منظور انجام كارهاي اداري، آموزشي و رفاهي دانشجويان مورد استفاده قرار گرفت و كتابخانه، مركز كامپيوتر، سلف سرويس و خوابگاه نيز در همين سايت مستقر است.
وي افزود: طي 5 سال گذشته بيش از 40درصد دانشجويان ما در مقطع كارشناسي ارشد پذيرفته شده‌اند كه اين گواه بر تلاش‌هاي شبانه‌روزي اين مجموعه است.
جعفر نادري‌فر در ادامه گفت: مهمترين اعتبارات جذب شده دانشكده تربيت‌بدني اختصاص رديف بودجه 316 ميليون توماني به دانشكده تربيت‌بدني شهرستان نهاوند، اخذ رديف ملي و مجوز چارت سازماني پس از سالها تلاش شبانه‌روزي مجموعه، احداث سدخانه 15تني، خريداري 3 دستگاه ماشين‌سواري، وانت و ميني‌بوس از كمك‌هاي مردمي و اهدايي مهندس عليمراديان، تجهيز كامل سلف سرويس و خوابگاه است كه اين موارد در زماني رخ داد كه دانشكده هيچگونه بودجه‌اي نداشت.
وي افزود: اميدواريم با پيگيري و مساعدت مسؤولان كشوري، استاني و شهرستاني، ساختمان نيمه‌كاره دانشكده تربيت‌بدني شهرستان نهاوند هر چه سريعتر مرمت و بازسازي شود تا ضمن جذب 30 عضو هيأت علمي و كارمند بومي تا پايان سال 1389 شاهد حضور بيش از 500 دانشجوي پسر و دختر شهرستان نهاوند باشيم و بتوانيم در كنار توسعه كمي به توسعه كيفي نيز دست يابيم و دانشگاهي در خور نام نهاوند و تاريخ و تمدن غني نهاوند داشته باشيم.
وي از تمامي همكاران اعم از هيأت علمي، كاركنان و دانشجويان كه با كمبود فضاي آموزشي با جديت تمام در مقطع كارشناسي تحصيلات خود را ادامه داده‌اند و اين كمبودها مانع از تلاش اين عزيزان نگرديده است، تقدير كرد.
نادري‌فر در پايان اظهار اميدواري كرد، در آينده‌اي نزديك ساختمان اداره دخانيات براي توسعه و گسترش گرايش‌هاي اين دانش‌ها در اختيار آموزش عالي قرار گيرد.
مسؤول روابط عمومي دانشكده تربيت‌بدني شهرستان نهاوند نيز در مورد عملكرد اين دانشكده در 2 ماهه نخست سال جاري گفت: اين دانشكده از ابتداي سال برنامه‌هايي شامل برگزاري مراسم زيارت‌ عاشورا در كنار مزار شهداي گمنام تپه ابوذر و برگزاري دعاي عهد همه روزه قبل از اذان صبح در نمازخانه خوابگاه داشته است.
رضا سيف با بيان اينكه دانشجويان اين مركز در نماز جمعه هر هفته كه در مصلاي شهرستان نهاوند برگزار مي‌شود حضوري گسترده دارند، گفت: دانشجويان مؤمن و خداجوي نهاوند در ايام فاطميه در مراسم سوگواري شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) شركت كردند.
وي با اشاره به اينكه هر هفته شب‌هاي چهارشنبه دعاي توسل در خوابگاه دانشگاه برگزار مي‌شود، گفت: از ابتداي سال دانشجويان به چهار اردوي سراب، گاماسياب، غارعليصدر، نمايشگاه كتاب تهران و گنجنامه و تپه عباس‌آباد همدان اعزام شده‌اند.
اين مسؤول افزود: اساتيد، كاركنان و دانشجويان فارغ‌التحصيل براي اولين بار در كشور موفق به چاپ تمبر شخصي شده‌اند.
رضا سيف درباره فعاليت‌هاي ورزشي اين دانشكده گفت: سه دوره مسابقات مختلف ورزشي در اين دانشكده برگزار شده است.
وي افزود: براي تمامي اتاق‌هاي خوابگاه دانشجويان پانزده دستگاه تلويزيون و چهار دستگاه ماشين‌ لباسشويي خريداري و سلف‌سرويس نيز مجهز شده است.
مسؤول روابط عمومي دانشكده تربيت‌بدني شهرستان نهاوند افزود: براي غني‌سازي اوقات فراغت دانشجويان فعاليت‌هايي داشته‌ايم كه از آن جمله مي‌توان به برگزاري چهارمين جشن فارغ‌التحصيلي براي 20 دانشجوي دختر رشته كارشناسي تربيت‌بدني اشاره كرد.