مثل اینکه باز هم خدا ..
روی قالی دلت .. قدم گذاشته ..
در میان رشته های نازک دلت ..
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته ..
قلب تو چقدر قیمتیست ..
چونکه قالیه ظریف و دست باف اوست ..
آن پرنده هم .. هدهد است ..
می پرد به سوی قله های قاف دوست ..
مثل اینکه باز هم خدا ..
روی قالی دلت .. قدم گذاشته ..
در میان رشته های نازک دلت ..
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته ..
قلب تو چقدر قیمتیست ..
چونکه قالیه ظریف و دست باف اوست ..
آن پرنده هم .. هدهد است ..
می پرد به سوی قله های قاف دوست ..
زیرا گناهان باد را می نویسند

درد من حصار برکه نیست
درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است
غديرخم، سقيفه بنيساعده و صحراي كربلا؛ نامهاي سه مكان هستند كه با همه محدوديت مكانيشان، تأثيري به وسعت تاريخ بشريت داشته اند. غدير خم را "عيد" مي دانيم چون "امام" و "امت" دست در دست يكديگر داشته و قرار است طرحي نو درافكنند.
سقيفه بنيساعده اما مكاني است كه در آن با طراحي اشراف و بزرگان، پيوند "امت" با "امام" گسسته شد و تاريخ دردناك هبوط آدميت، نقطه عطفي جديد را تجربه کرد. فاجعه سقيفه در آنجاست كه "امت" بي "امام" مانده و تاريخ را رقم مي زند. البته بايد دانست كه "سقیفه" جریانی هميشگي است که در برابر هر نهضت توحیدی قرار می گیرد تا رهبری نهضت را از مسير اصلي خود خارج ساخته و به مسیر انحرافي منافع اصحاب سقيفه منحرف سازد. اصحاب "سقیفه" که از چهره هایی ظاهراً خودی بهره می برند، این هدف را در شکل پیچیده زیر تعقیب میکنند:
آنان ابتدا همه تلاش خود را بر تعیین "رهبر" همسو با منافع خود متمرکز میکنند و اگر در این هدف کامیاب نشدند، همه تلاش خود را به کار می بندند تا "رهبر ناهمسو" را از طرق زیر مهار کنند:
۱-ارتباط میان "امت" و "امام" را مخدوش سازند.
۲- فضایی ایجاد کنند تا نهاد "رهبری" در مسیر اعمال "ولايت" ناکارآمد شود.
۳- مطالبات خود را بر نهاد "رهبری" تحمیل کنند.
صحراي كربلا اما مكاني براي "فاجعه بزرگ" است. در صحراي كربلا، اين بار نه "امت" با "امام" است؛ مانند غدير، و نه "امت" بدون "امام" مانده است؛ مانند سقيفه، اين بار اين "امام" است كه بدون "امت" مانده و نداي "هل من ناصر ينصرني" سر ميدهد، اما فاجعه عظيم قتل حجت خدا رقم مي خورد.
انقلاب اسلامي، تكرار غديرخم در قرن چهاردهم هجري بود. اكسير پيوند امت با امام، طومار "دشمنان انسان" را در هم پيچيد و ورقي تازه را در تاريخ رقم زد.
دشمنان "انسان" در يافتند كه براي شكست انقلاب بايد سقيفه اي نوين و كربلايي ديگر را بازتوليد کنند.
آنان درست دريافته بودند كه حيات و بقاي انقلاب فقط در پيوند وثيق ميان امت و امام تداوم مي يابد و هرگونه اخلال در اين ارتباط، گامي مؤثر در براندازي نظام جمهوري اسلامي خواهد بود. سالها از پيروزي انقلاب گذشت و معجزه ارتباط و پيوند امت و امام هر روز آشكارتر شد. "دشمنان انسان" به خوبي دريافتند تا زماني كه مردم به رهبر وفادار و باورمند هستند و به آن، بهعنوان يك نظام قانوني، مشروع، مطلوب و مقدس مي نگرند، امكان تحميل سلطه بر آنان وجود ندارد. اين واقعيت به شكل كاملاً روشن و آشكار در سخنان "استانلي روم"، معاون وقت رئيس سازمان امنيت ملي امریکا بروز دارد. او صريحاً اعلام كرده بود: «آنچه تاكنون همه تحريكات ما را براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران با ناكامي مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است.»
در واقع از ديدگاه سيا كه توسط "ادوارد شرلي" از كارشناسان برجسته آن نيز بيان شده است، تنها حذف ولايت فقيه از ساختار جمهوري اسلامي، به منزله تغيير ماهيت رژيم ايران است. شرلي در جولاي 1998 در فصلنامه امریکايي خاورميانه و طي يك ميزگرد چهارنفره تصريح كرد: «اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم بپاشد، آن وقت مي توان پذيرفت كه جمهوري اسلامي تغيير ماهيت داده است.»
انقلاب اسلامی ایران به عنوان نهضتی از جنس نهضت پیامبران، با رهبری امام خمینی(ره) به ثمر رسید و منافع نامشروع طالبان زر و زور و تزویر را قطع کرد. جریان مرموز "سقیفه" در دوران حیات طیبه خمینی کبیر تلاش کرد تا شیخی ساده لوح را به عنوان رهبر آینده نهضت تحمیل کند که با هوشیاری و درایت امام خمینی(ره) این توطئه در ۶ فروردین ۶۸ شکست خورد و جریان "سقیفه" نتوانست رهبری انقلاب را اشغال کند.
در ۱۵ خرداد ۶۸ و در ناباوری اصحاب سقیفه، حضرت آیتالله سید علی خامنهای حفظه الله تعالی، به عنوان جانشینی از جنس خمینی کبیر زعامت انقلاب را بر عهده گرفت و آرزوهای خام اصحاب سقیفه را ناکام گذارد.
اصحاب سقیفه اما آرام ننشستند. آنان که در تعیین رهبر همسو با منافع غیرمشروع خود ناکام مانده بودند، تلاششان را بر "اختلال در اعمال ولايت" متمرکز ساختند.
آيتالله خامنهاي همچون سلف خود امام خميني(ره) "عدالت و اخلاق" را مهمترين هدف انقلاب مي دانست.
بر اين اساس، گسترش "فرهنگ سرمایه داری" نخستین راهبرد اصحاب سقيفه بود که باعث می شد با زدودن باورهای ارزشی از لایه های وجدانی جامعه و جايگزيني فرهنگ سرمايه سالار فرد محور زمینه برای پذیرش رهنمودهای رهبری ناهموار گردد.
تاکید بر شکل گیری "جامعه مدنی NGO محور" بهعنوان فضای حائل میان مردم و حاکمیت -بخوانید امت و امام- گام دوم اصحاب سقيفه براي اختلال در ارتباط مردم و رهبري بود.
و سرانجام ادغام نظام جمهوري اسلامي در نظام سلطه و ذبح عدالت در پاي شركتهاي چند مليتي كه در مباني نظري برنامه چهارم تئوريزه شده بود، آخرين گام اصحاب سقيفه براي كمرنگ ساختن نقش رهبري در ساختار نظام جمهوري اسلامي بود.
اما با تمامي توطئه ها، مردم در صحنه ماندند و حماسه آفريدند. در سوم تير ۸۴ و از آراء ميليوني امت، دولتي زایيده شد كه خود را بازوي رهبري میدانست و همه تلاش خود را بر بسط ديدگاه رهبري در شئون اجرايي كشور متمركز ساخت. احمدينژاد موانع ميان امت و امام را برطرف ساخت و خود به مجراي تعميم نگرش رهبري در جامعه تبديل شد.
اين اتفاق، جريان "سقيفه" را با بحراني جدي روبرو ساخت. سرمايه گذاري ۱۶ ساله آنها براي ايجاد مانع در مسير "اعمال ولايت" با خسارت و زياني بيحساب روبرو شده بود. اكنون "احمدينژاد" خود به مانعي جدي براي اهداف جريان سقيفه تبدیل شده است. جريان سقيفه در برابر سؤال "اكنون چه بايد كرد؟" پاسخ را در ايجاد جبهه اي فراگير از مخالفان احمدي نژاد براي بر زمين زدن دولت او بيان كرد.
جبهه فراگير "نه احمدينژاد" كه رهبري جريان سقيفه را در اين دوره بر عهده دارد، در خرداد 88 شمشيرهاي آخته خود را به رخ نظام كشيدند و با پيوندهاي آشكار و پنهان خود با دشمنان بيروني، آخرين تلاششان را براي نابودي پيوند امت و امام به پا داشتند اما اين بار اين امت بودند كه در كنار امام خود چشم جريان فتنه را كور ساخت تا سرنوشت انقلاب اسلامي در اين رويارويي تاريخي رقم خورد. زمانه آبستن تحولاتي شگرف است، پس بايد هوشيار بود.
بسم الله الرحمن الرحيم
استفاده از نمادهاي رنگي براي مقاصد سياسي محدود به دوره تاریخی کنونی نیست. بررسی های تاریخی نشان می دهد استفاده از نمادهای رنگی در صدر اسلام نیز رایج بوده است.
يكي از اين رنگها كه در تاريخ اسلام توسط دوست و دشمن از آن استفاده شده است، رنگ سبز ميباشد. در تاريخ اسلام معاويه اولين كسي است كه از اين نماد رنگي استفاده كرد. او در جنگ صفين به 4000 نفر از سربازانش دستور داد تا لباس سبز بپوشند و از پشت به سپاه امام علي(ع) حمله كنند، و سپاه اصلي از رو به رو حمله نهايي را آغاز كند.
اما مالك اشتر، فرمانده غيور سپاه امام(ع) نيز به قبيله ربيعه و همدان گفت تا به مقابله «سبزجامگان» برخاسته و توطئه اين گروه را خنثي كنند. شايد دليل استفاده از اين رنگ، تمايز آنها از سربازان امام علي(ع) است تا در حمله اصلي سربازان معاويه به اشتباه نيافتاده و سپاهيان خود را نكشند (فرمانده سپاه سبز اموي، عبيدالله بن عمر پسر خليفه دوم بود كه به جرم قتل دو نفر انسان بيگناه محكوم به قصاص شده بود و براي فرار از قصاص به معاويه پناهنده شده بود.) نصربن مزاحم(ق3) نويسنده كتاب معروف «پيكارصفين» در ص 452 آن ماجرا را اينچنين توصيف ميكند:
«آن شب معاويه چهارهزار سوار و پيادة سبز جامه آماده كرد و به ايشان فرمان داد كه از پشت به علي عليه السلام هجوم كنند، ولي هَمْدانيان دريافتند و با آنان روبرو شدند و در برابر آنها استوار ايستادند، و آن شب تا صبحدم به پاسداري و نگهباني در ايستادند، و علي عليه السلام ضمن رفت و آمدهايي كه در ميان سپاه خود ميكرد، گذارش به منطقه اردوگاه ربيعه افتاد و در ميان آن قبيله ماند»
او در صفحه 621 همان كتاب به رجزهايي كه سپاه سبزپوش معاويه در مقابل سپاه موج آسا و زرهپوش علي(ع) ميكردند اشاره ميكند و مينويسد:
«يك بار كه نجاشي نيز با ايشان بود برخوردي چنين روي داد و وي رَجراجَه (سپاه موج آسا)ي علي، و خَضريّه (سپاه سبزينه پوش) معاويه را مقايسه كرد و هر يك از دو طرف به سپاه خود افتخار مينمود. شاميان گفتند: (نيروي) خضريه نيز همچون (نيروي) رَجراجه (يا موج آسا) خوانده ميشدند و فرماندهي آنها را كه همگي داراي سلاح و شمشير و زره بودند سعيد بن قيس برعهده داشت، و خضريه (يا سبزينه پوشان) نيز چهارهزار تن به فرماندهي عبيدالله بن عمر بن خطاب بودند كه نشانة سبز داشتند.»عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب ها
ذکر یا صاحب الزمان گل کرد
جان ایران چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟
جسم تو کامل است ناقص نیست
میدهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رحم الله عمی العباس..

شهادت استاد شهید نواب صفوی را تسلیت عرض می نماییم


به داده ها و نداده ها و گرفته هایت شکر...
که داده ات نعمت است
و نداده ات حکمت است
و گرفته ات امتحان . . .
غايله پس از انتخابات و حواشي آن باز هم سند مظلوميتي براي رهبر انقلاب است. هرچند ايشان با قاطعيت در مواقع بحراني وارد شده و از بروز هزينهها براي كشور و نظام جلوگيري ميكنند، ولي عدم توجه به هشدارهاي ايشان از سوي مسئولين و نخبگان سياسي سندي بر مظلوميت ايشان است. بهعبارت بهتر، ايشان يك مظلوم مقتدر هستند.
بحرانها و چالشهاي سياسي - امنيتي كه نظام جمهوري اسلامي با آنها دست و پنجه نرم كرده، چندان كم نيستند. ماهيت نظام جمهوري بهگونهاي است كه حقد و كينه دشمنان را برميانگيزد و آنان از هر فرصتي براي ضربهزدن به منافع اين ملت، بهره ميبرند.
تاريخ انقلاب هم مملو از اينگونه چالشهاست؛ از غايلههاي تجزيهطلبانه آغازين روزهاي پيروزي انقلاب، تا حوادث بعد از انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري و تلاش براي سازماندهي انقلاب مخملي در ايران، همه و همه نمونههايي از تلاش دشمنان براي ضربه زدن به "ثبات " اين كشور است. رهبر انقلاب همواره سعي كردهاند با هشدارهاي خود، انقلاب را در مسير تعالي آن به جلو هدايت كنند و مانع انحراف از اصول و ارزشهاي مبتني بر آرمانها و افكار حضرت امام(ره) شوند.
كار از تغيير شعارها آغاز شد. سال 59 در ميتينگ مجاهدين خلق (منافقين) در ورزشگاه امجديه سوت و كف جايگزين اللهاكبر شد. همانگونه كه ميخواستند با «مرگ بر شوروي»، «مرگ بر امريكا» را به فراموشي بسپارند، خيلي زود به اسلحه كشيدن به روي مردم رسيدند. روز 30 خرداد 60 روز ريخته شدن خون امت حزبالله در خيابانهاي تهران بود. بازيگردانان، بزرگان انقلاب را هدف گرفته بودند. بهشتي، باهنر، رجايي، آيت، قدوسي، مدني، دستغيب،اشرفي اصفهاني و صدوقي نيز به دست منحرفين به شهادت رسيدند. خروج از ايران، ورود به بغداد و همنشيني با صدام هم پس از انحرافات عقيدتي موضوع عجيبي نبود. انقلاب ايدئولوژي ماجرا را جالبتر كرد. مريم قجرعضدانلو، كه رسانههاي غربي او را عروس هميشه در حجله ميخواندند، به فاصله چند روز از طلاق از ابريشمچي ،زن سوم مسعود رجوي شد و نهايت قصه تصويري است كه ميبينيد« جشن و پايكوبي در روز عاشورا!»

***
كار از يك دروغ شروع شد. اعلام پيروزي در انتخابات، در حالي كه هنوز شمارش آرا آغاز نشده بود. فرداي آن روز سبز بر نيزه شد و خيابانهاي مركزي تهران به آشوب كشيده شد.
آنها يك حرف داشتند: عبور از قانون و اين مسئلهاي نبود كه انقلاب اسلامي و رهبري آن زيربارش بروند. روز 30 خرداد 88، روز ريخته شدن خون امت حزبالله در خيابانهاي تهران بود. اين بار اما بازيگردانان پختهتر بودند. هتك حرمت نظام اسلامي در دستور كار قرار گرفت. كشتهسازي، شايعه تجاوز و جنايت.
شعارها هم تغيير كرده بودند، در روز قدس «نه غزه نه لبنان»، در روز 13 آبان «مرگ بر روسيه» و «جمهوري ايراني» و در روز 16 آذر حاصل، برداشت شد: اسائه ادب به امامخميني(ره).
سران فتنه اما هنوز امنيت و آرامش را نميخواستند. پس روز تاسوعا و عاشورا اغتشاشگري را در دستور كار قرار دادند و با اهانت به مقدسات تشيع و شعار «مرگ بر جمهوري اسلامي» به چند خيابان تهران آمدند كه حمايت پهلويها، امريكا، انگليس و منافقين را پشت سر داشتند و نتيجه باز همان بود: «سوت و كف و پايكوبي در ظهر عاشورا!» اين در حالي بود كه فتنه سال 88 يك قدم هم از فتنه منافقين جلوتر رفته بود.
در جریان اغتشاشات روز گذشته عده ای که با نمادهای سبز به خیابانها ریخته و خسارتهای مالی و جانی فراوانی را به مردم وارد کردند بودند، این اغتشاشگران با حضور در میدان جمهوری اسلامی که هرساله نماز ظهر عاشورا در این مکان برگزار می شود اقدام به سنگ پراکنی و ضرب و شتم عزاداران حسینی و امام جماعت کردند و قصد به آتش کشیدن نمازگزاران را داشتند که حجت الاسلام صالحان امام جماعت نماز میدان جمهوری در گفتگویی با رجانیوز به شرح اتفاقات دیروز پرداخت.
وی پیرامون اتفاقات روز گذشته و حمله عده ای از اغتشاشگران توضیح داد و گفت: اين نماز حدود 12 سال سابقه دارد كه در ضلع شمال
وی ادامه داد: افرادي كه در این نماز شرکت می کنند دو قشر هستند يك قشر افرادي كه متعلق به هيئت (آل طاها) هستند و عده ای از مردم هم فقط برای اقامه این نماز در میدان جمهوری حضور پیدا می کنند.
صالحان با بیان اینکه هميشه اين نماز در فاصله ميدان جمهوري و اروميه انجام ميگيرد تصریح کرد: بخاطر عمليات مترو دو سال است اين نماز در فاصله بين خیابان اروميه و شهيد كلهر كه دقيقاً يك چهارراه بعد از میدان آزادي است برگزار می شود.
وی افزود: با اطلاع رساني هایی که شده بود، جمعيت خوبي حضور پیدا کرد، لذا هرسال بخاطر حضور جمعیت از ساعت 11:30 مقابل خيابان اروميه بسته شد، در همین حال در خيابان آزادي ساعت 11:15 تقاطع نواب یک راهپيمايي از سوی جنبش سبزيها انجام شد كه شعارهاي تندي ميدادند و وقتي که سر چهارراه رسیدند با نيروهاي ناجا درگير شدند.
امام جماعت نماز ظهر عاشورا در میدان جمهوری تصریح کرد: ساعت 11:40 این اغتشاشگران از بالا به خیابان نواب سرازير شدند به گونه ای که پشت صفوف نماز خانمها رسیدند، اتفاقا پشت صف خانمها سطل زباله های قابل اشتعال که همواره ابزاری برای این جماعت است و شهرداری هم رسیدگی نمی کند وجود داشت که عده ای که نمادهای سبز داشتند قصد به آتش کشیدن آنها را داشتند که با ممانعت برخی از اعضای هیات و بسیجی ها جلوگیری شد.
وی با بیان اینکه اگر این سطل ها آتش می گرفت خانمها که نزدیک آنها بودند هم می سوختند گفت: زمانی که از آتش زدن سطل زباله ناتوان شدند، ضلع غربي را
صالحان به مجروحان این حادثه اشاره کرد و اظهار داشت:
این روحانی به حضور برخی افراد لوطی مسلک و بسیجی ها اشاره کرد و با بیان اینکه با حضور این دوستان اغتشاشگران متواری شدند تصریح کرد: به این وضعیت نماز اقامه شد.
وی با ابراز تاسف از عدم حضور نیروهای انتظامی علیرغم درخواست قبلی گفت: همه ساله نيروي انتظامي از نماز جماعت حفاظت ميكرد اما امسال نيروي انتظامي يك پاسبان صفر كيلومتر هم به ما نداد با اينكه نامه نگاري شده بود نامه رسمي به راهنمايي رانندگي داده بوديم كه فقط يك نيرو از راهنمايي رانندگي آمده بود اما به لطف خدا نماز با شكوه و عظمت هرچه تمامتر برگزار شد به گونه ای که همه با چشم گريان نماز ميخواندند.
صالحان عاقبت کسانی که در روز عاشورای حسینی به نمازگزاران بی احترامی کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند را تیره و تار توصیف کرد و گفت: واقعا متاسفیم که این افراد کار را به جایی رسانده اند که به جنگ با امام حسین (ع) آمده اند.
در تمام سختی ها و مشکلات و زمانی که کشتی زندگی ام در میان حوادث قرار گرفته بود
شاهد بودم که تو
با وجود بزرگی ات و با وجود نا فرمان برداری من
نجات بخش من بوده ای
خدای بزرگ و نجات بخش من
از تو می خواهم به من بیاموزی
که در هیچ شرایطی دست نیاز
به سوی کسی دراز نکنم
و بدانم فقط تو هستی که می توانی
مرا از زمین بلند کنی