فقط خدا و دیگر هیچ

 امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «پدرم، امام محمدباقر علیه‌السلام همواره مشغول ذکر خدا بود. هنگام خوردن غذا ذکر می‌گفت و وقتی با مردم صحبت می‌کرد از یاد خدا باز نمی‌ماند.»

افلح، خدمتکار امام می‌گوید: با حضرت محمدبن علی علیه‌السلام برای انجام مناسک حج، بار سفر بستم. وقتی نگاه امام به کعبه افتاد، شروع به اشک‌ریختن کرد و با صدای بلند گریست؛ تا جایی که شگفتی مرا برانگیخت گفتم: پدر و مادرم به فدایت باد! مردم شما را نگاه می‌کنند. اگر ممکن است کمی آهسته‌تر گریه کنید.
امام فرمود: وای بر تو! چرا صدایم را به گریه بلند نکنم تا شاید مورد بخشایش و مهرورزی پروردگار قرار گیرم و فردای رستاخیز به مهربانی و لطفش درآویزم.
سایه زودگذر درخت
زندگی فردی امام علیه‌السلام به‌ دور از زیور و زینت دنیایی بود. اتاق امام بسیار ساده و کوچک بود، هرگز خاطر خویش را از اندیشه در امور دنیایی نمی‌آشفت.
ايشان می‌فرمود: دنیا را مانند کاروانسرایی فروگذار چرا که پیامبر صلی‌ا... علیه وآله فرمودند: مثل من و دنیا مثل سواری است که ساعتی زیر سایه درختی فرود می‌آید و برمی‌خیزد و از آنجا می‌رود.
شکافنده دانش‌ها
بی‌گمان شخصیت علمی امام محمدباقر علیه‌السلام در دوران حیات ايشان بسیار برجسته و محضرش همواره مملو از دانشمندان و دانشورانی بوده است که در جستجوی سرچشمه دانش بوده‌اند. آنچنان که از کودکی «شکافنده دانش‌ها» شناخته شده و سرآمد دانشمندان و عالمان روزگار بود. آوازه دانش امام علیه‌السلام بر تمامی سرزمین‌های اسلامی سایه افکنده بود و مردم، بویژه دانشوران، شیفته نام و آوازه ايشان بودند.
بخشندگی؛ مایه خرسندی
هر چند امام علیه‌السلام عائله زیاد و زندگی ساده‌ای داشت، ولی بین مردم به بخشندگی و کرامت مشهور بود. همواره به نیازمند و بی‌نیاز بخشش می‌کرد و این رفتار را مایه خرسندی خویش قرار داده بود. در بخشش‌ها، همیشه شأن و مرتبه افراد را در نظر می‌گرفت به اندازه‌ای که نه موجب اسراف و زیاده روی و نه سبب تحقیر و پایین آمدن شأن آنان شود.
خدا، عشق، پسر!
نقل است که یکی از فرزندان ایشان بیمار شده بود و وضع وخیمی داشت و امام از این موضوع بسیار ناراحت بود. سرانجام بیماری او بهبود نیافت و به مرگ او انجامید. امام از درگذشت او بسیار متأثر شد. صدای شیون و زاری اهل خانه که بلند شد، امام به بالین فرزند خود رفت، ولی لحظاتی بعد با چهره‌ای گشاده بیرون آمد که موجب تعجب برخی از حاضران شد. در این‌باره از ایشان پرسیدند، حضرت فرمود: ما دوست داریم آن که دوستش داریم (فرزندمان) سلامت باشد، ولی وقتی خواست خدا در مورد ما نازل شد به آنچه او دوست دارد، گردن می‌نهیم.
خوش خلقی
امام از شاد کردن دیگران خشنود می‌شد و از زبان جد بزرگوارش رسول اکرم صلی‌ا... علیه و آله این روایت را برای مردم می‌خواند که «هر کسي مؤمنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر کسي مرا شاد کند، خدای را خشنود ساخته است» و گاه اطرافیان را به شوخی‌های ستوده و در حد اعتدال ـ که موجب سرور و خوشحالی افراد می‌شود - تشویق می‌کرد و به آنها می‌فرمود: همانا خداوند آن کسي را که در میان جمعی شوخی ستوده می‌کند دوست دارد.