رابطه تقوا با هنجارها و ناهنجاريهاي اجتماعي
رضا سيف : روابط عمومي و امور فرهنگي دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي نهاوند.
زندگی انسانی خودمستلزم اخلاق انسانی است وادیان سماوی منجمله دین عزیز ما اسلام اصلاح اخلاقیات را زیربنای اصلاح جامعه میداند وتقریبا اساسی ترین پیام های قرآنی برمحوراخلاق وانسان سازی ارائه گردیده است ؛ صبروشکیبائی ، تواضع وفروتنی ، صداقت واخلاص عمل، تعاون وهمکاری ، نوع دوستی ونیکوئی ، شجاعت وپایمردی، سخاوت ومهرورزی، توجه به محرمات و...... ازجمله پیام های اخلاقی ای قرآن است که سیرت پیامبر عظیم الشأن ما ویاران بزرگوارش نیزنمونه های عملی این پیام های باعظمت است.
آیا جامعه ای که انسانها در آن نمازبخوانند وبالباس های فاخردینی ملبس باشد کاملا دینی است یا باید گوشت برادرمسلمان خود را نیزنخورد؟ از بروز معضلات اجتماعي مانند اعتياد ، مشكلات خانوادگي و...خودداري كنند؟ انصاف درمعاملات را هم رعایت کند؟ بخل وحسد وتکبرنورزد واعمال ریائی که شرک خفی گفته میشود هم انجام ندهد، ازاصراف وتبذیر که امروزرسم معمول جامعة ماست نیزخودداری کند ، رشوه وفریب ودروغ وچندین عمل ناشایست دیگررا هم انجام ندهد ؟ و......
ما ازاعمال ناشایستی که یادآوری شد درجامعة مسلمان خود کم نداریم که متأسفانه به آنها کمتر پرداخته میشود. شکی نیست که علمای عزیزما درمنابر به این مباحث می پردازند ومردم را به نیکوئی توصیه میفرمایند آیا این توصیه ها کافی بوده است ؟
باهمة این نابسامانی ها جوانان امروزچشم وگوش بازتری نسبت به نسل های ماقبل دارند و ميزان آگاهي و شناخت آنان افزايش يافته است. کوله باری ازتجربه را با خود حمل میکنند ، رسانه ها ومنابع اطلاع رسانی كافي را انجام مي دهند. ودرعین حال دغدغة آینده را باید بیش ازدیگران داشته باشند وبه یقین بدانند که تهذیب نفس واصلاح اخلاق آیندة مطلوب شان را رقم میزند وتقریبا همه میدانند که اصلاح اخلاقیات و تقويت تقوا اصلاح جامعه است وانسانی کردن جامعه درنخستین گام نیاز به اخلاقی کردن جامعه و تقويت ايمان در افراد آن جامعه دارد یعنی گسترش معنويات وضرورت تطبیق آن درمحیط ماحول درحوزة انتظارات مثبت وایدآل های انسانی قابل تعریف است.
بقول برخی دانشمندان اكثرارزشهای اخلاقی فرادینی است که خداوند بزرگ آنرا درسرشت آدمی به ودیعه نهاده و بحکم فطرت ، حسن وقبح آن محک می شود . مثلا راستی ، عدالت ، وظیفه شناسی ، وامثالهم را هرکس دارای هردینی ویا فاقد دین باشد به عنوان ارزشهای اخلاقی قبول دارد وبرنیکوبودن اینها معترف است ؛ بهمین ترتیب قباحت دروغ ، ظلم ، خیانت وامثالهم را چون با فطرت بشری درتضاد است هر دارندة عقلی قبول دارد .
اخلاق اسلامی که غالبا ازآن دم زده میشود یک هدف غایی و معنوی است که پلکان صعود آن نیازمند سیر وسلوک معنوی است. البته درین جا باید تذکر داد که منظور ازاخلاق اسلامی، اخلاق مسلمان امروزنیست واین دومفهوم با هم يكي نيستند .
تصور کنید که درجامعه همة مردم سخن راست بگویند وعمل درست انجام دهند، غیبت نکنند، کینه وبخل نورزند، رفتارمتکبرانه نداشته باشند، به یکدیگر خیانت نکنند، همکاری وتعاون به عالی ترین وجهی موجود باشد ، روابط همه بصورت پاكيزه وحلال باشد آن جامعه جامعة انسانی نیست؟ چرا هست ولیکن برای اینکه این انتظام بهم نخورد و دروازه های خطا ودروغ وافتراء وغیبت وجنایت وامثال اعمال زشت گشوده نشود و ضمانتی هم بمنظوردوام وقوام آن موجودباشد هیچ چیز دیگری جزتكيه برفرامين آسماني و حاضر وناظر دانستن ذاتی که همه چیز ما درید قدرت اوست نمی تواند باشد. این مرحله مرحله کمال اخلاقی و نشانه گسترش تقوا در سطوح مختلف جامعه است
آنچه که درجامعة ما بحیث اخلاق مصطلح گردیده رفتاروسلوک انسانی درقبال جامعه می باشد واما درين خصوص رفتارجوانان بسیارحایز اهمیت است زیرا جوانی دورة بحران است همه غرایز درین دوره درجوشش است وبشر بیش از هر مقطع سنی دیگر دراین دوره محتاج عوامل تحدید کنندة وتعديل كنندة غرایز است بهمین مناسبت است که جوانان عزیز باید بخاطرپی ریزی آینده اجتماعی ای شان به تزکیه وتهذیب نفس و تقويت ايمان بپردازند.
گذشته از آثار مسلمی كه تقوا در زندگی اخروی بشر دارد و یگانه راه نجات از شقاوت ابدی است، در زندگی دنیوی انسان هم ارزش و آثار زیادی دارد. امام علی علیه السلام كه بیش از هر كس دیگر در تعلیمات خود روی معنای تقوا تكیه كرده و به آن ترغیب فرموده آثار زیادی برای آن ذكر می كند و گاهی یك عمومیت عجیبی به فوائد تقوا می دهد، امام علي (ع) می فرماید: آزادی است از هر خوی و عادت واهی، و رهایی است از هر تباهی) خطبه 230 نهج البلاغه). یا اینكه می فرماید: دواء داء قلوبكم ، و شفاء مرض اجسادكم ، و صلاح فساد صدوركم ، و طهور دنس انفسكم؛ تقوا دوای بیماری دلهای شما و شفای مرض بدنهای شما، درستی خرابی سینه های شما و مایه پاك شدن نفوس شما است. علی ( ع ) همه دردها و ابتلائات بشر را یك كاسه می كند و تقوا را برای همه آنها مفید می داند. حقا هم اگر به تقوا صرفا جنبه منفی و اجتناب و پهلو تهی كردن ندهیم و آنطور بشناسیم كه علی شناخته باید اعتراف كنیم كه یكی از اركان زندگی بشر است چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی، اگر نباشد اساس زندگی متزلزل است.
تقوا یكی از حقایق زندگی است، به دلیل اینكه چیزی دیگر نمی تواند جای آن را بگیرد، نه زور و نه پول و نه تكثیر قانون و نه هیچ چیز دیگر. از ابتلائات روز ما موضوع زیادی قوانین و مقررات و تغییر و تبدیلهای پشت سر هم است. برای موضوعات بالخصوص، مرتب قانون وضع می شود، مقررات معین می گردد، آئین نامه می سازند، باز می بینند منظور حاصل نشد. قوانین را تغییر و تبدیل می دهند، بر مقررات و آئین نامه ها افزوده می شود و باز مطلوب حاصل نمی گردد. البته شك نیست كه قانون نیز به نوبه خود یكی از حقائق زندگی است. گذشته از قوانین كلی الهی مردم احتیاج دارند به یك سلسله قوانین و مقررات مدنی، ولی آیا می توان تنها با وضع و تكثیر قانون، جامعه را اصلاح كرد؟ قانون حد و مرز معین می كند، پس باید قوه و نیروئی در خود مردم باشد كه این حدود و مرزها را محترم بشمارد و آن همان است كه به آن نام تقوا داده اند.
می گویند باید قانون محترم باشد. همان طوری كه می دانید این روزها در زندگی ما چندین مشكل است كه رسما مطرح است و در روزنامه ها از مردم تقاضا می كنند كه اظهار نظر كنند و راه چاره را نشان بدهند. از جمله آن مسائل كه الان مطرح است یكی افزایش روزافزون طلاق و اعتياد در بين جوانان است. مسئله دیگر مسئله اصلاح انتخابات است. مسئله دیگر مسئله رانندگی است.
بدون شك عوامل اجتماعی گوناگونی در افزایش طلاق دخالت دارد. ولی عامل اصلی افزایش طلاقها از بین رفتن عنصر تقوا است.اگر تقوا از میان مردم كم نشده بود و مردان و زنان بی بند و بار نشده بودند اینقدر طلاق زیاد نمی شد. در زندگی قدیم نواقص و مشكلات بیشتری وجود داشت. حتما مشكلاتی كه در زندگی خانوادگی امروزی است در گذشته زیادتر بود، ولی در عین حال عنصر ایمان و تقوا بسیاری از آن مشكلات را حل می كرد، ولی ما امروز این عنصر را از دست داده ایم و با اینكه وسائل زندگی بهتر است با مشكلات بیشتری مواجه هستیم و حالا می خواهیم در همین مسئله افزایش طلاق مثلا به زور افزودن قید و بند قانون برای مردان و یا زنان، به زور مقررات، به زور دادگستری، به زور قوه مجریه، با تغییر قوانین و مقررات از عدد طلاقها بكاهیم، و این شدنی نیست.
مشكل مهم ديگر در بين جوانان معضل اعتياد است . مشكلات مالي و بيكاري از جمله عوامل مهم كشيده شدن فرد به سوي مواد مخدر است. اين عامل از طريق فراهم آوردن خيل خرده فروشان مواد مخدر به گسترش اعتياد كمك مي كند . علاوه بر اين اقتصاد مواد مخدر داراي عوامل عمده فروشي و خرده فروشي است . وجود اعتياد بين قاچاقچيان عمده نادر , اما بخش اعظم خرده فروشان مصرف كنندة مواد نيز مي باشند. ابتدا فرد براي دستيابي به پول و بر اساس نياز مالي به خريد و فروش مواد مي پردازد اما با ابتلا به اعتياد اين دليل اوليه جاي خود را به وابستگي به سوء مصرف مواد مي دهد . اين شرايط مي تواند بين نسلها انتقال يابد و با پيچيده شدن شرايط زندگي سرانجام چرخه باطل فقر – اعتياد – فقر را به وجود آورد. در دين مبين اسلام فقر عامل بسياري از معضلات اجتماعي است واين جمله رايج شده است كه شكم گرسنه ايمان ندارد. ما اين موضوع را تصديق نمي كنيم كه گرايش افراد فقير به سمت موارد خلاف جهت تامين معيشت صحيح است و گرايش افراد بي بضاعت به سمت ناهنجاريهاي اجتماعي و بروز معضلات ايرادي ندارد و آنان چاره اي جز اين كار ندارند ، چه بسيار افرادي ديده شده و مي شوند كه با وجود مشكلات مالي فراوان پاك زندگي كرده و مي كنند و با تلاش و توكل به خداوند به حداقل ها راضي هستند. اما همه افراد از لحاظ روحي رواني ، شخصيتي و تقوا يكسان نيستند ، اگر يكسان بودند ، خداوند متعال ملاك برتري انسانها نسبت به يكديگر را تقوا بيان نمي نمود . برخي افراد بسيار سريع تحت تاثير شرايط محيطي قرار مي گيرند و به بيراهه مي روند اگر انسان اين باور را در خود تقويت كند كه هيچ قدرتي بالاتر از خداوند نيست و افراد و ماديات وسيله اي بيش نيستند و با سعي و تلاش و توكل به خدا زندگي قابل تغيير است، ما در جامعه با معضلات كمتري روبرو مي شويم . البته اين نكته را نبايد فراموش كرد مسوولين امور مي توانند با اتخاذ تدابير صحيح و استراتژيك ، در كاهش فقر و گرايش جوانان به سمت كارهاي خلاف بسيار تاثيرگذار باشند.
يكي از شاخص هاي مهم در سنجش توسعه هر جامعه اي ميزان كسترش سواد در آن جامعه است و هرچه ميزان پيچيدگي و پيشرفت جوامع افزوده شود , بهره مندي از سواد از اهميت بيشتري برخوردار است. بنابراين مي توان انتظار داشت بيسوادي يا كم سوادي جزء تفكيك ناپذير جرائم و استعمال مواد مخدر باشد. اسلام سفارشات زيادي در مورد تحصيل دانش و فراگيري علوم داشته است . پيامبر گرامي اسلام به ياران خود مي مي فرمودند : به دنبال علم برويد اگر چه در چين ( دوردست ) باشد . حضرت علي (ع) خود را بنده كسي مي دانست كه به او نكته اي بياموزد و مي فرمودند كه هرچه مي خواهيد و هر سوالي كه در ذهنتان مي آيد از من بپرسيد . نمونه هاي مختلفي از تاكيدات علمي از سوي بزرگان دين مبين اسلام بيان شده است و دانشمندان زيادي در بين اين بزرگان وجود داشته اند و حتي شاگردان ايشان همكنون زبانزد خاص و عام هستند. اينها همه ضرورت فراگيري علم را در در دين بزرگ اسلام نشان مي دهد . بنابراين فرد با ايمان از دانش بالايي برخوردار است و با توجه به اينكه علم در پيشگيري از گرايش جوانان به مواد مخدر بسيار مهم است ، افراد مومن و متقي هيچوقت بدنبال راههاي خلاف و مواد مخدر نمي روند.
نتيجه تحقيقات و مطالعات متعددي حاكي از تاثير زياد دوستان ناباب در گرايش به مصرف مواد مخدر است و از آنجايي كه برخي خانواده ها نيازهاي عاطفي و تربيتي فرزندان را به صورت درست برآورده نمي كنند ، جوانان بيشتر اوقات خود را با دوستان مي گذرانند , دوستاني كه احتمالاً مشكلاتي از جمله اعتياد به مواد مخدر دارند . به دليل سن اندك و مخاطره پذيري خاص دوره نوجواني مفاهيم مطروحه در اين محافل عمدتاً حول مسائلي كه به نحوي موجب فراموشي و دوري از آلام فوق گردد , دور مي زنند و در صدر اين مسائل مواد مخدر قرار دارد. روايات زيادي از بزرگان دين اسلام در مورد دوست يابي و معاشرت با افراد بيان شده است. روايت شده است كه از معاشرت با افرادي كه موجب بدبيني جامعه نسبت به شما مي گردد، خودداري كنيد. انسانهاي باتقوا در هيچ شرايطي افراد ناباب را براي دوستي انتخاب نمي كنند تا به شخصيت ، آبرو و ايمانشان لطمه اي وارد نگردد.
يك عامل ديگر در ارتباط با دوستان ناباب , يافتن محلي براي ابراز وجود است . در برخي از فرهنگها بدون توجه به نياز جوان به ابراز وجود , مرتباً به سركوب او مي پردازند ولي در محافل دوستانه از موضعي برابر به معاشرت با يكديگر مي پردازند و اين باعث آرامش خاطر آنها مي شود و معمولاً پذيرش هنجارها و ناهنجارهاي محفل دوستانه امري آسان مي باشد . از جمله مصرف مواد مخدر.
يكي از نيازهاي اساسي جوانان ورزش، تفريح و پركردن اوقات فراغت آنها به صورت صحيح است . اين امر با توجه به شرايط جسماني , انرژي بالاي جوان و اوقات فراغت نسبتاً بالاي اين گروه اهميت خاصي دارد . از آنجا كه مدت زيادي از وقت جوان در خارج از محيط خانه و مدرسه طي مي شود ، در صورت عدم برنامه ريزي براي اوقات آنها خود به گونه اي كه احتمالاً چندان مقرون به سلامتي نخواهد بود اوقات خود را پر مي كنند . در برخي تحقيقات بر اهميت امكانات تفريحي به عنوان عامل پيشگيري ازگرايش جوانان به مواد مخدر تاكيد شده است . پركردن اوقات فراغت در محلات فقير نشين و پرجمعيت از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد . زيرا معمولاً در اين محلات دسترسي به مواد مخدر نيز آسانتر است . بنابراين تاسيس مراكز فرهنگي , هنري , تفريحي و ورزشي يك راهكار عمده پيشگيري از گرايش به مواد مخدر مي باشد .
از ورزش تعاريف مختلف ومتفاوتي شده است بطور كلي آن را از چند جهت بخشي از ضروريات حيات انسان دانسته اند چه از نظر كمك به بهداشت جامعه و چه ساير اثرات فراواني كه به بالا بردن قدرت روحي وتقويت نفس منجر مي شود وچه حسن استفاده اي كه در ساعت فراغت از ورزش حاصل مي شود وبالاخره كارهايي كه باعث دليري وقدرت بدن ومهارت فرد مي گردد.
پيامبر گرامي اسلام مي فرمايند :
« ورزش كنيد كه دوست ندارم خشونتي در دين شما بوده باشد ».
اهميت اسلام به ورزش بدين خاطر است كه ورزش و فعاليت بدني را درقلمرو فطرت دانسته و همانند نفس كشيدن براي انسان لازم وضروري مي داند.
در روايت است كه پيامبر اكرم (ص) بر كودكان عبور مي كردند، و آنان مشغول خاكبازي بودند بعضي ازاصحاب با ملاحظه چنين صحنه اي آنها را از بازي كردن نهي كردند. پيغمبر فرمود : بگذاريد بازي كنند، خاك چراگاه كودكان است.
از امام صادق (ع) حديثي نقل شده است كه فرموده اند :
« بچه را تا هفت سالگي آزاد بگذاريد كه بازي كنند. بازي براي كودك يك ورزش طبيعي است عضلات او را تقويت مي كند. هوش وقواي عقلاني او را بكار مي اندازند ونيرو مي بخشد. عواطف واحساسات اجتماعي كودك را بيدار ساخته و او را به سوي زندگي اجتماعي وقبول مسئوليتها سوق مي دهد. »
آنچه در زمره انجام ورزش و فعاليت هاي بدني براي ما مهم مي باشد اين است كه بتوانيم از اين امر مهم طبيعي نوجوان و جوان براي تعليم وتربيت او و بهبودي بخشيدن به زندگي آينده استفاده نمائيم. يك مربي مسوول نبايد ورزش را صرفاً يك سرگرمي بشمارد و اين درون حساس و پر ارزش را ناچيز بداند جوان در ضمن ورزش كردن با جهان خارج آشنا مي شود، حقايق را درك مي كند، طريق كار كردن و احتراز از خطرها وهمكاري وتعاون با ديگران وتمرين وكارآموزي مهارت و... را فرا مي گيرد. در حين ورزشهاي گروهي، رعايت حقوق ديگران وقوانين اجتماعي را ياد مي گيرد و بنابراين معضلات اجتماعي به حداقل خود مي رسد . بطور كلي ورزش يك غريزه براي رشد ونمو استعدادها و با تمرين مقدماتي براي اعمال آتي جوان مي باشد.
يكي ديگر از عوامل گسترش اعتياد وجود هنجارها و سنتهايي است كه به نحوي مويد مصرف مواد مخدر هستند . بخشي از اين سنتها ريشه در مصرف مواد مخدر به عنوان دارو داشته كه به عنوان مسكن مورد استفاده قرار مي گيرد . جنبه ديگر از اين سنتها به نقش استعمار بر مي گردد كه طي برهه اي از تاريخ كشورمان، استعمارگران با ترويج رسمي مواد مخدر سعي در تثبيت موقعيت خود داشتند كه بقاياي اين تبليغات را مي توان در اعتقاد به اكسير بودن مواد مخدر و تجويز آن براي هر نوع دردي بين عوام مشاهده كرد . نكته مهم در مورد هنجارهاي غلط دشوار بودن مبارزة با آنها است . زيرا هنگامي كه يك عامل جنبه فرهنگي پيدا كند ، نياز به تلاش بيشتر و استفاده از ابزار فرهنگي و كار مداوم براي مبارزه با آن مي باشد.
در موضوع انتخابات می بینیم كه بعضیها اصرار دارند كه علت خرابی انتخابات نقص قانون انتخابات است كه در نیم قرن پیش وضع شده و با مقتضیات امروز سازگاري ندارد. نمی خواهيم از قانون فعلی انتخابات دفاع كنم، ولی آیا مردم طبق همان قانون رفتار می كنند ، فساد پیدا می شود؟ و یا علت فساد اینست كه حتی به همان قانون هم عمل نمی شود، كسی برای خود حدی و برای دیگران حقی قائل نیست. آیا قانون فعلی اجازه می دهد كه یك نفر وارد شهری بشود كه مردم آن شهر نه او را دیده اند و نه می شناسند و نه قبل از آن زمان نامش را شنیده اند و به اتكاء زور و قدرت بگوید من نماینده شما هستم چه بخواهید و چه نخواهید؟! اینگونه مفاسد را با تكثیر یا تبدیل قانون نمی توان از بین برد، راهش منحصر است به اینكه در خود مردم آگاهیی ، ایمان و تقوائی وجود داشته باشد.
آیا واقعا در امر رانندگی و موضوع سرعت و سبقت و رعایت نكردن مقررات عبور و مرور، مشكل در كمبود مقررات است یا در جای دیگر؟ امروز ما مسائل اجتماعی زیادی داریم كه افكار كم و بیش متوجه آنها است. دائما گفته می شود كه مثلا چرا طلاق رو به افزایش است؟ چرا قتل و جنایت و دزدی زیاد است؟ علت گرايش جوانان به مواد مخدر چيست ؟ چرا غش و تقلب در اجناس عمومیت پیدا كرده؟ چرا فحشاء زیاد شده و امثال اینها. بدون تردید ضعف نیروی ایمان و خرابی حصار تقوا را یك عامل مهم این مفاسد باید شمرد.
عجبتر اینكه بعضیها مرتبا این چراها را می گویند و می نویسند، از طرف دیگر چون خود آنها به عنصر تقوا ایمان ندارند، با اسباب و عوامل مختلف ریشه این چراها را از روح مردم میكنند و مردم را به طرف هرج و مرج اخلاقی و منهدم كردن بنیان تقوا و از بین بردن مصونیت تقوائی سوق می دهند. اگر ایمانی نباشد و تقوای الهی نعوذ بالله حقیقت نداشته باشد ممكن است طرف بگوید چرا دزدی نكنم؟! چرا جنایت نكنم؟! چرا تقلب نكنم؟! چرا؟ چرا؟ چرا؟.
یکی از اثرات تقوا حل شدن مشكلات و آسان شدن كارها و بیرون آمدن از تنگناها و مضایق است . خداوند در سوره طلاق آیه 2 می فرماید: و من یتق الله یجعل له مخرجا، یعنی هر كس كه تقوای الهی داشته باشد خداوند برای او راه بیرون شدن از شدائد قرار می دهد. ایضا در همان سوره، بعد از دو آیه می فرماید: و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ هر كس كه تقوای الهی داشته باشد خداوند یك نوع آسانی در كار او قرار می دهد.
مضیقه ها و تنگناهائی كه برای انسان پیش می آید و سختیهائی كه انسان در آن سختیها واقع می شود دو نوع است: یك نوع مضیقه هائی است كه اختیار و اراده انسان هیچگونه دخالتی در آنها ندارد، مثل اینكه سوار هواپیما می شود و هواپیما خراب می گردد، و یا آنكه سوار كشتی است و دریا طوفانی می شود، خطر غرق شدن وجود دارد. و نوع دیگر از ابتلاها و مضایق و گرفتاریها ، آنستكه اراده و اختیار انسان در اینكه وارد آن گرفتاریها بشود و یا نشود و اگر وارد شد چگونه خارج شود، دخالت دارد، و به تعبیر دیگر گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی. امام علی (ع) می فرماید: و اعلموا انه من یتق الله یجعل له مخرجا من الفتن ، و نورا من الظلم؛ و بدانید هر که از خدا پروا کند خداوند راهی برای گریز از آشوب ها و نوری برای خروج ازتاریکی ها برایش می نهد». فتنه ها همان ابتلائات سوء و گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی است. گرفتاریهای نوع اول نادر است. عمده گرفتاریها و شدائد و مضایقی كه برای انسان پیش می آید و زندگی را تلخ می كند و هرگونه سعادت دنیوی و اخروی را از انسان سلب می كند همین فتنه ها و ابتلائات سوء و گرفتاریهای اخلاقی و اجتماعی است. با توجه به اینكه منشأ بیشتر گرفتاریهای هر كسی خود او است و هر كسی خودش بالاترین دشمن خودش است (اعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك( هر كسی خودش سرنوشت خود را تعیین می كند، غالب رفتارهای هر كسی با خودش خصمانه است. اغلب گرفتاریهائی كه برای ما پیش می آید از خارج نیامده، خودمان برای خودمان درست كرده ایم. واضح است كه سلاح تقوا چه اندازه مي تواند مؤثر باشد. در اینكه انسان را از فتنه ها دور نگه می دارد، و به فرض اینكه در فتنه واقع شد تقوا او را نجات می دهد.
قرآن كریم در سوره اعراف آیه 201 می فرماید: ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون؛ مردمان با تقوا اگر هم احیانا خیالی از شیطان بر آنها بگذرد و جان آنها را لمس كند و روح آنها را تاریك نماید تذكر پیدا كرده و به یاد خدا می افتند و بصیرت خود را باز می یابند. به همین دلیل كه تقوا اثر اول یعنی روشن بینی و ازدیاد بصیرت را به دنبال خود دارد، اثر دوم یعنی نجات از مهالك و مضایق را دارد. گرفتاریها و شدائد در تاریكی پیدا می شود، تاریكی غبار معاصی و گناهان و هواها و هوسها. وقتی كه نور تقوا پیدا شد راه از چاه تمیز داده می شود و انسان كمتر گرفتار می شود و اگر گرفتار شد در روشنی تقوا بهتر روزنه بیرون رفتن را پیدا می كند. گذشته از همه اینها تقوا و خويشتن داري سبب می شود كه انسان نیروهای ذخیره وجود خود را در راههای لهو و حرام هدر ندهد، همیشه نیروی ذخیره داشته باشد. بدیهی است كه آدم نیرومند و با اراده و با شخصیت بهتر تصمیم می گیرد و بهتر می تواند خود را نجات بدهد. همان طوری كه نور و روشنائی داشتن، راهی و وسیله ای است برای نجات و رهائی، قوت و نیرو داشتن نیز به نوبه خود راه و وسیله ای است كه خداوند متعال قرار داده است.
منابع و مآخذ:
1- قرآن مجيد.
2-نهجالفصاحه.
3- نهج البلاغه.
4- آيت اله طالقاني. اسلام و مالكيت در مقايسه با نظامهاي اقتصادي غرب .
5- اقتصاددانان بزرگ جهان (مارك بلاگ) . ترجمه حسن گلريز نشر ني.
6-آيت الله شهيد دكتر مطهري. ده گفتار . موسسه فرهنگي جام معارف آسماني.
7- ارونسون، اليوت 1369 .”روانشناسي اجتماعي“، ترجمهي حسين شكركن، تهران، رشد.
8- اعزازي ، شهلا . 1377. خشونت خانوادگي بازتاب ساختار جامعه . مجله تخصصي زنان.
9- انشل ، مارك. 1380. روانشناسي ورزش از تئوري تا عمل. انتشارات اطلاعات.
10- جواهري پور ، مرتضي .1384. جامعه شناسي.
11- حجتي سيد محمد باقر. 1365. اسلام و تعليم و تربيت . انتشارات فرهنگ اسلامي
12- چرا جوانان دير ازدواج مي كنند ؟1386. سايت فراكاو .
13- دادستان، پري رخ. 1378 . روانشناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي. سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني . چاپ سوم.
14- ريتزر، جورج .1374 . ”نظريهي جامعهشناسي در دوران معاصر“، ترجمهي محسن ثلاثي، چاپ دوم.
15- سايتهاي اينترنتي مراجع تقليد.
16- شريعتمداري علي. 1373. اصول تعليم و تربيت . انتشارات دانشگاه تهران.
17- شكوهي غلامحسين . 1363. تعليم و تربيت و مراحل آن . انتشارات آستان قدس رضوي .
18- گلپايگاني، سيد محمد محمودي . 1379. فقه و اقتصاد اسلامي . نشر گلستان كوثر .
19- ناصر خاضع ، غلام . اخلاق و جوانان. سايت اعجاز علمي.
20- نقيب ، سيد محمد . 1386.فقر ، تبليغات اجتماعي و راهكارها .
21- نوابي نژاد ، شكوه. 1370. رفتارهاي بهنجار و نابهنجار در كودكان و نوجوانان. سازمان انتشارات فرهنگي ابتكار هنر.
به نام خدا و یاد مهدی (عج)