خاطره لطیف از دکتر علی شریعتی
کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیز های چندش آور بود. آن هم به سه دلیل:اول کچل بود دوم اینکه سیگار می کشید و سوم که از همه تهوع آور بود اینکه در آن سن و سال زن داشت.......
چند سالی گذشت یکروز که با همسرم از خیابان می گذشتیم آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالی که زن داشتم ِ سیگار میکشیدم و کچل شده بودم وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیز های بد دیگران که ابراز انزجار میکند ممکن است در خودش بوجود آید(دکتر شریعتی)
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر ۱۳۸۸ ساعت 10:44 توسط تنها
به نام خدا و یاد مهدی (عج)